تبليغاتX
Foreign Policy Review

تعطیلی

این وب‌لاگ فعلاً تعطیل است.

 لينك مطلب | پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387 | غدیر ‌نبی‌زاده |      


مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

گفتمان حکومتی در باب گرانی

تا دیروز فکر می‌کردیم گرانی کار دشمن است. هم در قسمت گوجه، هم مسکن و هم همه‌چیز دیگر. اما با وجودی که ادعا می‌شد کار دشمن است، وزیر اقتصاد برکنار شد و وزیر بازرگانی هم در شُرف استیضاح توسط مجلس است.

... تا کی قرار است ندانم کاری‌ها و اشتباهات خودمان را به نام دشمن سند بزنیم و آن را در بوق و کرنا کنیم. من منکر وجود دشمن نیستم. اما مگر وقتی احمدی‌نژاد سر کار آمد، دشمنی وجود نداشت و تازه همۀ دشمن‌ها به وجود آمدند؟ حالا سوال اینجاست که پس دولت چکاره است؟ ایران را دولت ایران اداره می‌کند یا دشمن؟ چرا دشمن همه‌اش پیروز است؟ گرانی ایجاد می‌کند و دولت ما دست روی دست می‌گذارد، نیمی از مردم را از شرکت در انتخابات دلسرد می‌کند و ... پس دولت این وسط چه کاره است؟ ...


ادامه مطلب

 لينك مطلب | چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387 | غدیر ‌نبی‌زاده |      


مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

جراحی سیاسی در عراق

اصلاً چیز جدیدی نیست. هر روزه شاهد کشتار مردم عراق هستیم. شهرک صدر هم که دیگر گل سر سبد عراق شده.

امریکایی‌ها هرکجا را که بخواهند دیوار می‌کشند و یک اسمی برایش می‌گذارند، فارغ از اینکه منطقه خضراء با بقیۀ جاها تفاوتی ندارد. البته یک فرق کوچک دارد و آن هم در سِمَتِ کشته شده‌گان است. در همه‌جا مردم معمولی کشته می‌شوند و در منطقۀ خضراء نمایندۀ مجلس و وزیر و غیره.

امروز در شهرک صدر هلیکوپترهای امریکایی به بیمارستان مرکزی آن منطقه حمله کردند و تمامی آمبولانس‌ها به علاوۀ بخش‌هایی از بیمارستان را از بین بردند. این گزارش چندین بار در بخش‌های مختلف خبری روی آنتن رفت. در بخشی از آن گزارش مصاحبه‌ای با یکی از شاهدان عینی این ماجرا انجام شده بود که او در نهایت و پس از توضیحات لازم، یک سوال مطرح کرد. (نقل به مضمون)

_به چه دلیل امریکایی‌ها دست به کشتار مردم عراق و ویران کردن بیمارستان و انهدام آمبولانس‌ها می‌زنند؟ دلیلش چیست؟

ظاهراً این برادر عزیز سوادش کم است. یا تلوزیون نمی‌بیند یا روزنامه نمی‌خواند. اما خوب به نظرم الآن هر بچۀ کودکستانی هم جواب این سوال را به خوبی می‌داند.

جواب این سوال چیزی نیست جز «دموکراسی سازی» یا «Building Democracy».  

 لينك مطلب | یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387 | غدیر ‌نبی‌زاده |      


مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

مغضوبین و محبوبین

خیلی از اوقات می‌بینید از شما می‌پرسند که نظرتان در مورد فلانی چیست. شما هم کمی فکر می‌کنید و می‌گویید. یا اصلاً فکر نمی‌کنید و می‌گویید. اما گاهی هم فکر می‌کنید ولی چیزی نمی‌گویید. می‌دانید چرا؟ چون تکلیف آن طرف روشن نیست.

البته پاسخ گویی نسبت به این سوال تا وقتی که مربوط به امور خانوادگی و جمع دوستان و آشنایان باشد راحت است اما وقتی به شخصیت‌های کشور برسد، مبهم و غبار آلود می‌نماید. اکثر افراد ملاحظاتی دارند و سعی دارند تا ملاحظات‌شان را در پاسخ‌شان لحاظ کنند. ملاحظه خوب است، اما تا کجا؟ و چرا؟ این‌ها سوالات مهمی‌ست. من سر این ماجرا بارها با خودم برای نوشتن این مطلب کلنجار رفتم و کلی چالش ذهنی برای خودم ایجاد کردم ولی شاید هنوز هم پاسخ صحیح و قابل قبولی حتی برای خودم ندارم. اما شاید این مطلب حداقل شما را وادارد تا در این مورد کمی فکر کنید و شاید هم به نتیجه‌ای برسید.

. . .

در مورد جلال هم وضع خیلی بهتر نیست. برخی چنان از جلال تعریف می‌کنند که انگار او امامزاده بوده اما جلال خیلی فرقی با صادق هدایت نداشت. تنها جلال غربزدگی را نوشت و صادق هدایت بوف‌کور را. همین! من خودم از بطریِ پر از مشروب جلال عکس گرفتم که از سال 1348 همچنان در خانه‌اش باقی مانده، من خودم روی فرشی راه رفتم که از آثار سوختگی حاصل از خاک سیگار او در حال مستی سوراخ شده، و من با همین گوش‌های خودم از مستندات معاشقات او در آلمان شنیدم. اما جلال محبوب است و صادق هدایت مغضوب. چرا؟


ادامه مطلب

 لينك مطلب | پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387 | غدیر ‌نبی‌زاده |      


مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

دولت‌مرد زبان‌دان

                                                   حداد عادل

حتماً در جریان نامه‌نگاری احمدی‌نژاد و حداد عادل هستید. قصد تکرار ندارم. صرفاً خواستم بیان کنم که متن دو نامه را با هم مقایسه کنید و فارغ از درستی و غلطی ادعای هر یک، به وجوه شخصیتی این دو نفر پی‌ ببرید.

به نظر می‌رسد احمدی‌نژاد نمی‌داند این‌جا ایالات متحده نیست. البته از کسی که مراتب مدیریتی را طی نکرده و به یکباره سر از ریاست دولت درآورده نباید انتظارات ویژه‌ای داشت اما شاید کمترین انتظار از شخص ایشان که یک دانشگاهی با سابقه هستند این است که در لحن خود دقت بیشتری کنند. ایشان البته به هیچ وجه با ویژگی‌ها و استراتژی‌های زبانی آشنا نیستند و این را به کرات در سخنرانی‌های بی‌سر و ته خود نشان داده‌اند.

باید در یک سال باقیمانده از زمان دولت نهم به ایشان توصیه کرد که جناب دکتر احمدی‌نژاد، اگر کاری هم نکردید اشکالی ندارد، لااقل کاری بکنید که وقتی رفتید، نگویند که فلانی حرف زدن هم بلد نبود.

در پایان نظر شما را به بند آخر نامۀ جناب حداد عادل جلب می‌کنم؛

«جناب آقاي رئيس‌جمهور

اينجانب تعبيرات به كار رفته در نامه شما را مناسب نمي‌دانم و از لحن آن نامه و تعريضات صريح يا تلويحي مندرج در آن گله‌مندم، اما هرگز قصد ندارم با چنان لحن و بياني به پاسخگويي اقدام كنم. اعتقاد اينجانب اين است كه بايد به دولت جناب‌عالي در خدمت به كشور و مردم كمك كنم و تلاش خواهم كرد در اين راه عمل به قانون را زمينه اصلي همكاري و دوستي قرار دهم و برادري و عقل و منطق و اخلاق و صبوري و متانت را پيشه كنم و اين همه را به سود و صلاح خود و نظام كشور و ملت مي‌دانم.

اميدوارم اين توضيح براي خاتمه بخشيدن به گفت‌وگو در اين باب كافي باشد و جناب عالي در نيل به اهداف مقدسي كه داريد موفق گرديد.»

 لينك مطلب | چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387 | غدیر ‌نبی‌زاده |      


مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

کلمات قصار از جناب طائب

 
تائب

جانشين فرمانده نيروي مقاومت بسيج گفت:

بسیجیان به تحول و نوآوری در ماموریت ها توجه کنند.

بسيجيان بايد در فعاليت هاي خود در بخش هاي مختلف به تحول و نوآوري به عنوان يكي از ضروريات بسيار مهم توجه خاصي داشته باشند. (لینک خبر در خبرگزاری فارس)

لطفاً نظر خود را درباره‌ء این جملهء قصار برایم بنویسید. می‌خواهم ببینم شما هم مثل من فکر می‌کنید یا نه!

 لينك مطلب | شنبه سی و یکم فروردین 1387 | غدیر ‌نبی‌زاده |      


مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

شب بخیر برادر!

خبرهای خوش پشت سر هم می‌رسند و فکر نمی‌کنند که ما آمادگی قلبی نداری.

در ادامه‌ی دو مطلب گذشته، خبری هم امروز از خبرگزاری فارس منتشر شد که نور علی نور بود.

 درحالیکه‌ بقایای انگلیسی‌های دستگیر شده که به دست محمود احمدی‌نژاد آزاد شدند در حال پوسیدن است و خانواده‌های آنان از قِبَل فروش خاطرات دستگیر‌شدگان به زندگی‌های میلیاردی رسیدند و غول رسانه‌ای غرب با ده‌ها طوفانی که ایجاد کرد ایران را بارها به گوشه‌ی رینگ برد، تازه دوزاری آقایان افتاده که باید اصل ماجرا را منتشر کرد. باید گفت: آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟

این هم لید خبر در خبرگزاری فارس: فرمانده‌ پايگاه‌ دريايي‌ اروند پس از گذشت يك سال از آزادي متجاوزان انگليسي، به تشريح نحوه دستگيري 15 نظامي انگليسي و اتفاقات حواشي اين واقعه پرداخت.

مطالب من در فروردین 86 در مورد دستگیری متجاوزین انگلیسی را هم بد نیست مرور کنید:

بمب خبری سال 86

آفرین بر دستگاه دیپلماسی ایران!

تبعات بمب

متجاوز مهمان نیست 2

در ادامه شما را به دیدن چند عکس دعوت می‌کنم:

 

از چپ به راست ماجرای ملوانان متجاوز انگلیسی را مرور کنید.

 لينك مطلب | دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387 | غدیر ‌نبی‌زاده |      


مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

چرا در این مملکت اتفاقی نمی‌افتد؟

اگر در این کشور اتفاق بزرگی رخ نمی‌دهد، مثلاً بمب‌گذاری‌های پی‌درپی اتفاق نمی‌افتد، باید ممنون بود؛ باید شکر گذار بود. می‌دانید باید از چه کسی ممنون بود؟

این‌ همه نهادهای بی‌سر و ته اطلاعاتی به چه دردی می‌خورند وقتی به راحتی ده‌ها نفر شهروند ایرانی از بین می‌روند و تازه مقامات سعی در لاپوشانی دارند که مبادا پرونده‌ی کاری‌شان لطمه بخورد.

جان ده‌ها نفر ارزشی ندارد؟ اگر با وزیر کشور سخن بگویید حتماً خواهد گفت که ضریب امنیتی کشور در سال‌های ماموریت او چندین و چند برابر شده و احساس امنیت بالا رفته و چه و چه، اما آیا آمارها دردی از مردم دوا می‌کنند؟ . . .


ادامه مطلب

 لينك مطلب | دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387 | غدیر ‌نبی‌زاده |      


مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

استراتژی چراغ خاموش

ناو جنگی ایالات متحده

شب گذشته رویارویی دیگری میان قایق‌های نیروی دریایی‌ سپاه ایران و یکی از ناوهای ایالات متحده رخ داد. در این ماجرا ایران می‌توانست داستان این رویارویی را، هرچند کم اهمیت، پیش از همه به جهان مخابره کند و زمین بازی را از دست غول رسانه‌ای امریکا بگیرد. اما چنین نکرد.

 در ابتدا سی‌ان‌ان از این رویارویی با داستان‌پردازی مختص خود خبر داد و عنوان کرد «مقام های آمریکایی می گویند تماس رادیویی ناو این کشور با قایق های ایرانی برای متوقف کردن آنها به نتیجه ای نرسید، اما به محض شلیک منور توسط یو اس اس تایفون، قایق های ایران نیز مسیر خود را تغییر داده و از دید گشتی آمریکایی خارج شده اند.»

در‌حالی‌که اصل ماجرا چیز دیگری است.


ادامه مطلب

 لينك مطلب | یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387 | غدیر ‌نبی‌زاده |      


مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

وبلاگ‌های ایرانی، آزمون محدودیت‌های حکومتی

این عنوان مطلبی است که در روزنامه نیویورک تایمز به چاپ رسید و توسط بنفشه سرتیپی از رادیو زمانه به فارسی ترجمه و در وبگاه این رادیو منتشر شد.

 

این مقاله که نتیجه تحقیقاتی از مرکز مطالعات برکمن دانشکده حقوق دانشگاه هاروارد امریکا است، به گونه ای جالب به بررسی وبلاگها در ایران پرداخته و نتایجی را نیز بیان می کند. گرچه برخی از این نتایج و تفکرات بسیار دور از واقعیت به نظر می رسند اما خواندن بی کم و کاست این مطلب خلی از لطف نیست.


ادامه مطلب

 لينك مطلب | پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387 | غدیر ‌نبی‌زاده |      


مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin