تبليغاتX
Foreign Policy Review

قصه ما و آب نبات‌ها

روزگاري بود كه به هنگام ايجاد يك پست الكترونيكي در سرويس جي ميل شركت اينترنتي گوگل، براي انتخاب نام كشور، مجبور بوديم جايي به مانند لبنان را به عنوان كشورمان انتخاب كنيم، و دليل آن به رسميت شناخته نشدن كشور ايران توسط گوگل بود. گوگل، هنوز به وجود كشوري به نام ايران پي نبرده بود، يا بهتر است بگوييم دولت آمريكا، كشور ما را اصولا ناديده مي گرفت .

روزگاريست بس طولاني، كه ايرانيان طومارهاي اينترنتي تهيه مي كنند، همايش هايي فرهنگي تاريخي برگزار مي كنند، نمايشگاه هاي نقشه و عكس برپا مي كنند، تا گوگل را متقاعد نمايند نام نامبارك ع.ر.ب.ي را از كنار اسم خيلج فارس در سرويس گوگل ارث حذف نمايد. اين اتفاق تاكنون رخ نداده .

روزگاريست به هنگام مراجعه به بعضي سرويس هاي گوگل، نظير گوگل ارث، گوگل كروم، گوگل تاك، گوگل سرچ كد و گوگل دسك تاپ با پيغامي روبرو مي شويم با اين محتوا : اين سرويس در كشور شما غيرقابل دسترسي است (This product is not available in your country). گوگل در دنيايي كه شتابان به سوي متن باز حركت مي كند، كاربران ايراني را از ابزارهايي مفيد و كارآمد، اين چنين خسيسانه بي بهره مي كند.(گوگل كاربران ايراني را محروم مي كند، نه دولت ايران را، كه دولت اساسا نيازي به اين گونه ابزارها ندارد)

روزگاريست كه ايرانيان، اگر به يكي از ويدئوهاي صفحه آغازين سايت يويتوب مراجعه كنند(منظور قبل فيلترينگ اين سايت است)، با پيغامي روبرو مي شوند با اين مضموم: اين ويدئو در كشور شما غيرقابل دسترسي است. يوتيوب سال هاست كه به شركت گوگل تعلق دارد .
اما چند روزي است كه گوگل با ايرانيان مهربان شده. گوگل مهربان شده و سرويس گوگل ترنسليت را براي زبان فارسي عرضه كرده. اين سرويس براي ترجمه از فارسي به ديگر زبان ها و بلعكس مورد استفاده قرار مي گيرد. مهرباني ديگر گوگل، به روز كردن نقشه هاي ماهواره اي شهر تهران در سرويس گوگل مپ و گوگل ارث بوده است. نقشه هايي كه از چند سال پيش تا كنون، همچنان بدون تغيير مانده بودند. اين كار كه البته تدريجي خواهد بود، چند روزيست آغاز شده .

در مقابل اين الطاف، ايرانيان نيز به هيجان آمده اند و مرتب از گوگل مي خواهند به ياد جانفشاني هاي آنها در كف خيابان هاي تهران، يك روز لوگوي صفحه اولش را به رنگ سبز درآورد.

¤¤¤

روزگاري بود كه آمريكايي ها مي گفتند: «اينترنت حق نيست، بلكه امتيازي است كه به ديگران مي دهيم و هر وقت بخواهيم آن را مي گيريم.» (نماينده آمريكا در اجلاس جهاني جامعه اطلاعاتي)

چند روزيست رسانه هاي آنها اينگونه مي گويند:

«... امروزه اصلاح طلبان نياز مبرمي به شبكه اينترنت و ديگر وسائل ارتباط جمعي دارند ، بايد راه هاي دستيابي به اينترنت از راه دور را در اختيار گروه هاي اصلاح طلب قرار داد.

بايد كمك هاي مالي فراواني در اختيار NGO ها قرارداده شود تا صداهاي بومي در راديو، وبلاگ ها، كليپ هاي ويديويي و ديگر توليدات رسانه اي در داخل كشور توليد شود. در همين زمينه بايد امكانات ماهواره اي، شبكه هاي تلويزيوني و دسترسي به اينترنت هر چه بيشتر در اختيار مخالفان قرار گيرد ...» ( وال استريت ژورنال )

چند روزيست وزارت خارجه آمريكا نگران ارتباطات ايرانيان با يكديگر و جهانيان شده است. آنها، حتي نمي خواهند تعميرات برنامه ريزي شده سرويس توييتر، خللي در ارتباطات ايرانيان ايجاد كند :

« روز دوشنبه يك كارمند ارشد وزارت خارجه آمريكا با ارسال ايميلي به مديران شبكه اجتماعي توئيتر خواهان به تعويق انداختن »تعميرات برنامه ريزي شد « اين پايگاه اينترنتي شد تا از اين طريق ايرانيان بتوانند بدون وقفه اطلاعات لازم درباره تظاهرات خياباني را بين خود و جهان خارج رد و بدل كنند.» (نيويورك تايمز )

وزير خارجه آنها نيز اينگونه مي گويد :

« ظاهراً توئيتر بسيار مهم است و در زماني كه منابع اطلاعاتي ديگري وجود ندارد اين شبكه نقش مهمي در حفظ خطوط ارتباطي بر عهده دارد و به افراد امكان مي دهد اطلاعات را مبادله كنند...اين حق اساسي مردم است كه بتوانند با هم ارتباط برقرار كنند» (لس آنجلس تايمز )

¤¤¤

همين چند هفته پيش بود كه شبكه اجتماعي فيس بوك، يك نظرسنجي ميان كاربران خود برگزار كرد، كه آيا كاربران كشورهايي نظير ايران، از فعاليت هاي تجاري در اين شبكه منع شوند يا خير، كه با سه چهارم آرا تصويب شد .

چند روز پيش، نسخه فارسي زبان اين سايت آغاز به كار كرد .

¤¤¤

غول هاي دنيا، همه آب نبات به دست، صف كشيده اند و ما ايرانيان، چه زود فراموش مي كنيم آن همه نامهرباني هاي غول ها را !

حسینی، دانشجوی کامپیوتر دانشگاه تهران

منبع: روزنامه کیهان- 9 تیر 88

 لينك مطلب | سه شنبه نهم تیر 1388 | غدیر ‌نبی‌زاده |      


ادعای «تقلب گسترده» بدون دلیل

زبان انگلیسی درس می‌دهم. این‌را تقریبا تمام دوستان و آشنایان می‌دانند. یکی از مزیت‌های تدریس این است که با طیف گسترده‌ای از آدم‌ها سر-و-کار دارم. اگر شفاف‌تر سخن بگویم باید عنوان کنم که معمولا در مسائل مختلف اجتماعی تلاش می‌کنم تا نظر همه را بدانم و بر همین اساس نظر‌سنجی کوچکی در قالب کلاس و درس و speaking عنوان می‌کنم. بی‌گمان این دسته بحث‌ها برای زبان‌آموزان بسیار جالب‌تر از بحث‌های رایج در کلاس و درس است و گاهی هم که بحثی نیست یا تلاش می‌کنیم بحثی نداشته باشیم، جملگی می‌خواهند که بحثی کنیم. انتخابات دهم ریاست جمهوری هم یکی از مسائل داغ اجتماعی روز است. گرچه در کلاس‌های زبان همیشه سیاست را به عنوان یکی از مباحث ممنوعه در کنار س ک س و دین عنوان می‌کنند اما به دلیل علاقه خودم معمولاً قانون‌شکنی می‌کنم؛ چیزی که به مذاق شاگردان خوش‌تر از خود درس و مشق است.

با این پیش‌گفتار کوتاه می‌خواهم بگویم که پس از گذشت دو هفته از اعلام نتایج انتخابات ریاست‌جمهوری دهم چند مساله برای‌ام بسیار جالب است. 

•    اول این‌که این موضوع به هیچ‌روی برای طرفداران موسوی قابل قبول نیست. حتا اندکی هم احتمال نمی‌دهند سخن طرف مقابل درست باشد. تنها واژه‌ای که برای چنین رفتاری به ذهنم می‌رسد «تعصب کورکورانه» است.

•    دوم، با گذشت پیش از 15 روز از اعلام نتایج و طرح بازه گسترده‌ای از بحث‌ها و نامه‌نگاری‌ها پیرامون آن، هنوز معتقدند که «تقلب گسترده» در انتخابات صورت گرفته. اما هر چه می‌پرسیم این «تقلب گسترده» چه بوده هیچ پاسخ قانع‌کننده‌ای ندارند. برای نمونه همین دیروز یکی می‌گفت که 75 میلیون برگ رای چاپ شده در حالی‌که تنها 600 هزار رای باطله اعلام شده و منظور‌-اش این بود که روی آن برگ رای‌های سفید نام احمدی‌نژاد را نوشته‌اند و توی صندوق انداخته‌اند. ما کلی توان صرف کردیم اما همچنان نتوانستیم به آن بانوی محترم بقبولانیم که رای باطله با برگ رای سفید فرق می‌کند و تعداد همه کاملاً مشخص است و حتا یک برگه رای هم محاسبه شده. همان‌گونه که به خود آن‌ها هم گفتم شگفتی این‌جاست که این‌ها قشر تحصیل‌کرده جامعه هستند. در مجموع، آن‌چه که در طول این مدت دستگیر-ام شد ناتوانی هواداران موسوی از پذیرش نتایج انتخابات است. انگار پنبه‌ای در گوش‌شان فرو کرده‌اند که جز سخن خود چیزی نمی‌شنوند.

•    و سوم این‌که هنوز این‌ها خود را «خس و خاشاک» می‌دانند. من در سخنرانی احمدی‌نژاد در میدان ولیعصر حاضر بودم و با گوش‌های خودم شنیدم. افزون بر آن تلویزیون هم چند باری آن را پخش کرد و مردم کاملاً دیدند که منظور احمدی‌نژاد از خس و خاشاک اوباشی بودند که اتوبوس آتش می‌زدند و سنگ‌پرانی می‌کردند، ولی این موضوع از دو حال خارج نیست: یا این‌ها خود را جزو اوباش می‌پندارند و یا اصلا تا کنون صحبت رئیس‌جمهور را نشنیده‌اند که به نظرم دومی درست است. چون یکی از مزیت‌های جنگ رسانه‌ای این است که با وجود تعدد رسانه‌ها نمی گذارند صدای مخالف به‌گوش برسد.

و اما موردی که بسیار علاقه‌مند به گفتن آن هستم و معتقدم حرف دل بسیاری از هم‌مسلکان من نیز هست: اگر موسوی رای می‌آورد هیچ‌گاه چنین بساطی مهیا نمی‌شد چون قانون‌گریزی دقیقاً در همان سمتی است که ادعای قانون‌مداری دارد. اگر ما مطمئن شویم که به سود احمدی‌نژاد در انتخابات تقلب شده، بی‌گمان اولین کسانی خواهیم بود که به شدید‌ترین شکل به وزارت کشور و حکومت اعتراض می‌کنیم. اما من خودم هرچه جست‌و‌جو می‌کنم دلیلی پیدا نمی‌کنم که حتا اندکی دلیل بر وجود تقلب در انتخابات باشد. انتظار می‌رود دوستانی که نظر یکسانی با ما ندارند نیز کمی کنکاش کنند و چشم و گوش خود را افراد و رسانه‌های نامحرم نسپرند و آگاهانه مسائل را دنبال کنند.

 لينك مطلب | یکشنبه هفتم تیر 1388 | غدیر ‌نبی‌زاده |      


سندروم شمال تهران

دیشب با دیدن نطق انتخاباتی جناب قالیباف خیلی ذوق‌زده نشدم چون همیشه شاهد فعالیت‌های تبلیغی او در سطح شهر و وب‌گاه‌اش بودم. البته از حق نباید گذشت که فعالیت‌های او در شهر ستودنی‌ست اما هر کسی را ظرفیتی‌ست. ایشان با شگفتی تمام اوباشی را در روزهای شنبه 23 خرداد تا دوشنبه 25 خرداد در خیابان‌ها دست به آشوب و اغتشاش زدند نیز جزو مردم خواند و گفت که تا دوشنبه (25 خرداد-فاجعه میدان آزادی و کشته شدن 7 نفر) تنها مردم معترض بودند که در خیابان حضور داشتند. روز شنبه خودم شاهد آتش‌ زدن اتوبوس‌ها و درگیری اوباش با پلیس بودم اما بالاخره نطق انتخاباتی از چهار سال قبل این حرف‌ها را برنمی‌تابد و ایشان باید تا می‌توانست به جمع‌کردن رای می‌پرداخت که چنین کرد. سعی هم کرد تا همه را دور خود نگه دارد. اگر محسن رضایی را به گفته خودش «راه سوم» بدانیم، قالیباف «راه چهارم» است!

انصراف محسن رضایی از پیگیری شکایت‌های خود به شورای نگهبان هم جای تامل فراوان دارد. به‌نظر می‌رسد او که چیزی از شکایت‌ها و پیگیری‌ها دستگیر‌-‌اش نشده بود جوری جاخالی داد که برای دور‌ه‌های بعدی حق خود را محفوظ بداند و همه‌اش بگوید که من آن سال با این‌که محق بودم چنین کردم و چنان.

اما مقاله‌ای از جیمز پتراس در وب‌گاه‌اش خواندم که بسیار جالب بود و عمق درک فردی امریکایی که به اوضاع ایران و جهان واقف است را برای‌ام روشن کرد و نشان داد که در داخل عده‌ای می‌دانند چه خبر است اما خود را به نادانی می‌زنند و به گفته دوستی حتا پس از خطبه رهبر و جدایی کامل اوباش از مردم و اینکه می‌بینند آن جمعیت چند‌صد هزار نفری به تعداد اندکی از اوباش آب رفته‌اند هنوز هم دم از «صیانت از آرا» می‌زنند.

آقای پتراس که یک جامعه‌شناس امریکایی است و کتاب‌ها و مقاله‌های زیادی دارد، در این مقاله پس از بررسی نتایج انتخابات مردم ایران را به چند گروه طبقاتی تقسیم می‌کند و آرای طبقه پایین و متوسط را از آن احمدی‌نژاد و متوسط رو به بالا و بالا را از آن موسوی می‌داند. البته در این میان به دانشجویان، بازاریان و سایر اقشار نیز توجه دارد.

به‌رغم برخی داده‌های داخلی که آغاز موضوع تنش‌های جاری را از شب مناظره احمدی‌نژاد و موسوی می‌دانند او از زمینه‌سازی چندماهه رسانه‌های غربی و محافل صهیونیستی برای تغییر فضا به سود موسوی سخن می‌گوید. دکتر پتراس با اشاره به خدمات احمدی‌نژاد به فقرا و مناطق محروم و همچنین فعالیت در زمینه هسته‌ای، تکنولوژی‌های بازدارنده نظامی و سیاست خارجی معتقد است پیروزی احمدی‌نژاد چیز شگفت‌انگیزی نبوده است و پیروزی پرون در آرژانتین، چاوس در ونزوئلا، مورالس در بولیوی و داسیلوا در برزیل را که در حدود 60 درصد و بیش‌تر رای مردم را به خود اختصاص داده بودند شاهد مثال ذکر می‌کند.

او که در این نوشته بر آن است تا به سرزنش دولت ایالات متحده و نقش لابی‌های صهیونیستی در گمراهی ایالات متحده بپردازد در جایی می‌نویسد: آن‌چیزی که ایالات متحده پیوسته نادیده می‌گیرد تأثیر ویران‌گر جنگ‌های امریکا در عراق و افغانستان و اشغال این دو کشور بر افکار عمومی ایران است.

او توهم غرب در باره پیروزی میرحسین موسوی را «سندروم شمال تهران» می‌داند چون بر این باور است که رسانه‌های خارجی پیوسته در گزارش‌های خود از شمال تهران و در گفتگو با تهرانی‌هایی که به خوبی انگلیسی گپ می‌زنند سعی در القای هواداری از موسوی در میان اقشار مختلف ایرانی داشته‌اند در حالی‌که چنین افرادی حتا 30 درصد از جامعه ایران را تشکیل نمی‌دهند. به‌نظر می‌رسد بیماری تهرانی‌هایی که از درک میزان بالای رای احمدی‌نژاد عاجزند و همچنین خود موسوی هم همین باشد.

نوشته های مرتبط در همین وبلاگ:

-چراغ سبز هاشمی

- گفتمان پدرشاهی

-صلاح مملکت خویش مردمان دانند

-اوباشگری به هواداری از هاشمی، موسوی، خاتمی و کروبی

-نگرانی امپریالیستی

-رای من کجاست؟ درون صندوق؛ نگران نباش.

 لينك مطلب | چهارشنبه سوم تیر 1388 | غدیر ‌نبی‌زاده |      


رای من کجاست؟ درون صندوق؛ نگران نباش.

این روزها عده زیادی را در خیابان می‌بینم که کاغذی سبز در دست دارند یا به شیشه ماشین‌شان چسب زده‌اند که «رای من کجاست؟»

در روزهای گذشته تحرکات معناداری در فضای وب به راه افتاده است. عده‌ای به صورت سازمان‌یافته ایمیل‌هایی از اخبار دروغ و نیرنگ‌های تبلیغاتی به صورت گروهی می‌فرستند و در ادامه هم افرادی معلوم‌الحال که همیشه به فوروارد کردن ایمیل‌ها مشغول‌اند آن‌ها را در کشور پخش می‌کنند. این گروهِ ایمیل‌باز که اصولا خبری از حقیقت جامعه ندارند، تنها در جای گرم و نرم خود می‌نشینند و تصورشان بر این است که با همین ایمیل‌ها اخبار کل جهان را در دست دارند.

دو روز پیش عده‌ای نادان تصویری را پخش کرده‌اند که نشان می‌داد تعدادی برگ رای که اسم نامزدی بر آن نوشته شده بود، در کنار جاده‌ دماوند پیدا شد. بسیار زیرکانه –که نشان از همت بالای آن شخص دارد- نیز اشاره شده که: ببینید برگ رای حتا تا هم دارد که نشان می‌دهد درون صندوق بوده!!! در ادامه هم افرادی نادان‌تر آن را به تمام دوستانِ چشم به اینترنت‌شان فرستاده‌اند و بسیاری هم آن‌ را باور کرده‌اند. 

شگفت‌انگیز است افرادی که خود را تحصیل‌کرده می‌دانند و در مسائل علمی ته و توی مسائل را در می‌آورند چه‌طور به سخن یک نفری که نمی‌شناسند به این راحتی اعتماد می‌کنند؟ ایا تنها وجود یک تصویر بس است؟ آیا داشتن یک تا در وسط عکس نشان از حقیقی بودن آن دارد؟

همه ما انسانیم و گاه معترض نسبت به برخی مسائل. اشکالی به این نیست. اگر موضوعی هست مستند بیان کنید، نه این‌طور احمقانه. 

شاید وزیر کشور و مسئول ستاد انتخابات متقلب باشند (به گفته برخی) اما بی‌گمان احمق نیستند. اگر قرار بود احمدی‌نژاد را از صندوق بیرون بیاورند و رای سایر نامزدها را از بین ببرند نیازی نبود که آن را در کنار جاده بریزند که بعدا یک عده بیایند و همان را بر سر دولت و  نظام چماق کنند. خب خیلی راحت می‌توانستند برگ رای‌ها را آتش بزنند. به همین راحتی. حال یک عده یک عکس را دو-سه روز است به همه‌جا ایمیل می‌کنند و آن را سندی بر تقلب در انتخابات می‌دانند.

البته گمان بر این است که این توطئه‌ها از پیش برنامه‌ریزی شده و توسط عده‌ای نادان در کشور دنبال می‌شود. اما بدیهی است زمانی که خود نامزدها دلیلی مستندی برای آن‌چه ادعا می‌کنند ندارند، آن‌گاه چه انتظاری می‌توان از هواداران آن‌ها داشت؟

 لينك مطلب | جمعه بیست و نهم خرداد 1388 | غدیر ‌نبی‌زاده |      


نگرانی امپریالیستی

امروزه برخی از اوضاع ایران نگران‌اند: 

پنج سال پیش حماس در انتخاباتی آزاد برنده شد و دولت فلسطین را تشکیل داد. اسرائیل بی‌مهابا به غزه و کرانه باختری حمله می‌کرد. حمله‌های اسرائیل به امری عادی تبدیل شده اما جالب اینجاست که به پارلمان فلسطین یورش می‌برد و عده زیادی از نمایندگان مردم فلسطین را دستگیر می‌کرد و با خود می‌برد. همچنین چندین وزیر از دولت فلسطینی از محل کارشان ربوده و به اسرائیل برده شدند. حقوق بشر در آن زمان هنوز خلق نشده بود.

چهار سال پیش پرزیدنت احمدی‌نژاد، موضوع هلوکاست را به گونه‌ای علمی و با طرح دو سوال عنوان کرد. آن روزها داد ایالات متحده، انگلستان، فرانسه، آلمان و ... متحدین‌شان به هوا رفت که توهین و اهانت به اسرائیل غیرقابل بخشش است. ده‌ها انسان ضدصهیونیست به بهانه نوشتن مقاله، کتاب یا ایراد سخنرانی با برچسب «یهودستیزی» به زندان افتادند و محکوم شدند. آن زمان خبری از طرفداران حقوق بشر نبود.

سه سال پیش، رژیم متجاوز صهیونیستی به بهانه‌ای واهی لبنان را به مدت 33 روز و 18 ساعت هدف یورش بی‌امان خود قرار داد و علاوه بر زیرساخت‌های لبنان مردم بی‌دفاع شهرها و روستاها را هدف هجوم سهمگین خود قرار می‌داد. آن زمان همین کشورها برای اسرائیل سلاح و مهمات می‌فرستادند و در طول آن مدت از هیچ کمک رسانه‌ای دریغ نکردند. آن روز حقوق بشر در خطر نبود. 

دو سال پیش، به بهانه آزمودن مسلمانان کاریکاتورهایی اهانت‌آمیز از پیامبر اسلام را بارها چاپ کردند و اگر داد کسی درمی‌آمد، او را به نقض آزادی بیان متهم می‌کردند. این‌ها همان‌هایی بودند که سخن‌گویان ضدصهیونیسم را با برچسب یهودستیزی شکنجه و آزار می‌کردند. آزادی بیان در آن برهه چماق اهانت‌گران بود.

ایالات متحده، انگلستان، فرانسه، آلمان و ... همان‌هایی هستند که در طول جنگ غزه نه تنها کشتار 22 روزه مردم بی‌دفاع غزه را ندیدند که به اسرائیل نیز کمک‌رسانی کردند. اسرائیل حتا از بمباران کمپ سازمان ملل و بیمارستان‌ها نیز دریغ نکرد. دبیرکل سازمان ملل و سایر کشورها تنها همان کشتار کمپ سازمان ملل را محکوم کردند. می‌دانید چرا؟ چون آن‌ها که در سایر جاها در غزه کشته شدند بشر نبودند که مدافعان حقوق بشر به دادشان برسند. پر واضح است که آنان معیارهایی چندگانه برای چیزی که «حقوق بشر» می‌خوانند قائل‌اند.

در روزهای اخیر شنیدیم که تمام این کشورها که خود را پدرخواندگان جهان می‌دانند، نگران اوضاع ایران‌اند؛ نگران آزادی بیان و حقوق بشر، به طوری‌که حتا آلمان سفیر ایران در این کشور را فراخوانده است. گستاخی تا بدین جا شگفت‌انگیز است. 

موضوع ساده است: انتخابات آزادی در ایران برگزار و شخصی با بیش از بیست و چهار میلیون رای برنده شد. شخصی که نیم او رای آورده اکنون معترض است. او در همه صندوق‌ها نماینده داشته و هیچ مشکل جدی گزارش نشده. تازه اختلاف رای آن‌قدر نیست که با چندصد هزار یا حتا چندمیلیون رای حل شود. حتا جالب اینجاست که مستنداتی هم در اختیار ندارد. تنها به یک سری مسائل کلی از جمله بسته شدن زودهنگام درب برخی از شعب یا کمبود تعرفه در برخی استان‌ها یا توهین احمدی‌نژاد به او در مناظره اشاره کرده. حال تصور کنید که تعدادی از شعب این‌گونه که ایشان ادعا می‌کند زود بسته شده باشند. خب، چند نفر نتوانستند رای بدهند؟ آیا همۀ آنان قصد داشتند به موسوی رای بدهند؟ اگر تصور کنیم همۀ آن شش میلیون‌نفری که رای ندادند هم به موسوی رای می‌دادند باز هم شرایط همین بود. 

اصلاً فرآیند انقلاب مخملی همین است. از طرفی هم یک عده آشوب‌گر کشور را به هم می‌ریزند و هر اتفاقی می‌افتد به گردن دولت می‌اندازند. خبر می‌رسد برخی از افراد کشته شده چاقو خورده‌اند. مسلماً نیروهای امنیتی از چاقو استفاده نمی‌کنند. از شروع تبلیغات انتخاباتی آقای موسوی که با نقض‌ قانون‌های متعددی هم همراه بود، بوی انقلاب مخملی می‌آمد و بسیاری از کارشناسان و حتا وبلاگ‌نویسان هشدار می‌دادند. به مانند سایر انقلاب‌های مخملی دولت‌های خارجیِ به‌ظاهر هوادار دموکراسی هم از آشوب‌گران حمایت می‌کنند. این‌ها دیگر کهنه شده و باید به فکر نوع جدیدی باشند. این نسخه‌ها در ایران کاربرد ندارد. ظمناً هواداران آقای موسوی که این آشوب را مردمی می‌دانند، بدانند همان‌هایی که در گرجستان انقلاب مخملی کردند، اکنون از ابزار دیکتاتوری در مقابل مخالفان خود استفاده می‌کنند. به عبارت دیگر، قدرت‌های استکباری به نسخه‌ای که خود برای جهان می‌پیچند، عمل نمی‌کنند.

 لينك مطلب | سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388 | غدیر ‌نبی‌زاده |      


اوباشگری به هواداری از هاشمی، موسوی، خاتمی و کروبی

وای بر هاشمی، موسوی، خاتمی و کروبی که از یک عده اوباش حمایت می‌کنند. به‌نظر می‌رسد که دوران اصلاح‌طلبی با آشوب‌گری و چماق‌داری گره خورده است. کسانی که می‌خواهند نظر خود را بر ملت تحمیل کنند، خائن به‌ ملت‌، انقلاب و اسلام‌اند، چه هاشمی باشد که به سوابق خود می‌نازد و از این انقلاب گردن‌کلفت شد ، چه موسوی که تمام افتاخارات‌اش دولت کوپنی است، چه خاتمی باشد که به آن بیست میلیون رای می‌نازید و چه کروبی که رکورد دار حکم از امام است. امام کجاست ببینید آنان که ادعای حمایت از او را دارند خود از اراذل و اوباش‌اند و پیوسته مردم را به اغتشاش و آشوب فرا می‌خوانند. کار این آقایان به کجا کشیده که اوباش از آنان حمایت می‌کنند.

بی‌بی‌سی فارسی مدام در پی القای این مساله است که نیروهای پلیس به مردم حمله کردند که اصلا واقعیت ندارد. من خودم در آنجا بودم و عکس‌هایی هم گرفتم. تعداد این اوباش در تمام تهران از 10.0 نفر تجاوز نمی‌کند.

درست دقایقی پس از اعلام نتایج پایانی و پیام رهبر انقلاب به مناسبت حماسه 22 خرداد، (و البته بیانیۀ کروبی و میرحسین موسوی) اوباش به صورت سازمان‌یافته در اطراف وزارت کشور و خیابان‌های منتهی به آن اقدام به آشوب، آتش‌زدن ماشین، وارد آوردن خسارت به تأسیسات شهری و شعارهای رکیک به رهبری و سایر مقام‌ها کردند. سازمان یافتگی از آن‌جا بود که به صورت کاملا آشکار مشخص بود که از جایی با آنان تماس گرفته و دستوراتی داده می‌شود. همچنین برای جلوگیری از تأثیر گاز اشک‌آور ماسک‌هایی در میان آنان توزیع می‌شد که خبر از سازمان‌دهی آشوب‌گران داشت.

بدانید، بیشترِ افرادی که در صحنه‌ها حضور دارند مردم‌اند نه آشوب‌گر. اما بی‌بی‌سی و رسانه‌های بیگانه آن‌ها را هم جزو آشوب‌گران، «مردم» خطاب می‌کنند که به دلیل اعتراض به تقلب در انتخابات مورد هجوم پلیس قرار گرفته‌اند. مردمی که از سر کار بازمی‌گشتند یا در سر کار خود بودند، کسانی که از خیابان عبور می‌کردند و کلاً همه مردم، طوری در خیابان گیر کرده بودند که راه فراری نداشتند. چون چند طرف از هر خیابان را آتش زده بودند و سنگ‌هایی به اندازۀ آجر به سمت پلیس و اهداف کور پرتاب می‌کردند. همان‌طور که گفتم تعداد آشوب‌گران از 1000 نفر تجاوز نمی‌کند. رسانه‌های مزدور 2 هدف دارند:

اول این‌که تعداد آشوب‌گران را چند برابر نمایش دهند، که این کار را با گرفتن تصاویر از صحنه‌های بسته انجام می‌دهند تا تعداد افراد بیشتر نمایش داده شود. و

دوم، پلیس را در برابر مردم نشان دهند. من خودم با چشمان خودم دیدم که پلیس به حمایت از مردم وارد عمل شد. مردمی که در خیلی از جاها راه فرار نداشتند با کمک پلیس از معرکه خارج می‌شدند. برای نمونه عدۀ زیادی از دانشجویان در مجتمع فنی تهران واقع در ابتدای خیابان ابن‌سینا گرفتار شده بودند که پلیس با به عقب‌راندن آشوب‌گران راه را برای خروج آنان گشود. اما واقعیت این‌جاست که آشوب‌گران بدون ملاحضۀ مردم اقدام به سنگ‌پراکنی و تخریب اموال عمومی بودند.

تکرار می‌کنم این‌ها سازمان یافته‌اند. با چشمان خودم دیدم که افرادی در طبقات بالا یا در پشت بام ساختمان‌ها بودند و با دوربین‌های حرفه‌ای مشغول عکاسی و فیلمبرداری بودند. امروز هم اگر عکس‌های منتشر شده توسط این افراد را ببینید خواهید دید که سعی در القای تعداد زیاد افراد و درگیری پلیس با مردم دارند.

ادامۀ عکسها را در ادامه مطلب ببینید.

ادامه مطلب

 لينك مطلب | یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388 | غدیر ‌نبی‌زاده |      


خط دهی به آشوب طلبان؛ متن کامل بیانیه کروبی، موسوی و مجمع روحانیون مبارز پس از اعلام نتایج

متن کامل بیانیه میرحسین موسوی:

بسم الله الرحمن الرحیم

ملت شریف ایران

نتایجی که برای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری اعلام شد بهت‌آور است؛ مردمی که در صف‌های طولانی اخذ رای شاهد ترکیب آرا بودند و خود می‌‌دانند که به چه کسی رای داده‌‌اند با حیرت تمام به شعبده‌‌بازی دست‌اندرکاران انتخابات و صدا و سیما نگاه می‌کنند. آنان اینک بیش از همیشه به دنبال آن هستند که بدانند چگونه و توسط چه کسانی و مقاماتی طرح این بازی بزرگ ریخته شده است. اینجانب ضمن اعتراض شدید به روند موجود و تخلفات آشکار و فراوان روز انتخابات هشدار می‌‌دهم که تسلیم این صحنه‌آرایی خطرناک نخواهم شد. نتیجه آن چه که از عملکرد متصدیان بی‌‌امانت دیده‌‌ایم و می‌‌بینیم جز تزلزل ارکان نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران و حاکمیت دروغ و استبداد نیست. اینجانب طبق وظیفه شرعی و ملی خویش به افشای رازهای پشت سر این روند پرمخاطره خواهم پرداخت و آثار نابود کننده آن را بر سرنوشت کشور توضیح خواهم داد و ترس آن دارم که ادامه وضع موجود همه نیروهای موثر در نظام را به توجیه‌گرانی دروغگو در مقابل مردم تبدیل کند و دنیا و آخرت آنان را در معرض لطمه‌های جبرا‌ن‌‌ناپذیر قرار دهد.

به مسوولان توصیه می‌‌کنم بیش از آن که دیر شود این روند را فورا متوقف کنند و همگی به خط قانون و امانتداری از آرای ملت بازگردند و بدانند که خروج از عدالت مشروعیت زداست. آنان بیش از هر کس دیگر از این حقیقت باخبرند که در این کشور انقلابی بزرگ و اسلامی صورت گرفته است. کم‌ترین پیام انقلاب ما این است که مردم آگاهند و در برابر کسانی که با تقلب روی کار بیایند تمکین نخواهند کرد.

اینجانب از همین فرصت استفاده می‌کنم و ضمن تشکر از عواطف ملت بزرگوار ایران به آنان تذکر می‌دهم که ایران این موجود آسمانی متعلق به آنان است و نه متقلبان، این آنان هستند که باید با هوشیاری خود از آن حفاظت کنند. خائنین به آراء مردم ابایی از آن ندارند که این خانه پارسایان به آتش کشیده شود. ما موج عقلانیت سبز خود را که برگرفته از تعالیم دینی و علایق ملت ما به اهل بیت پیامبر (ص) است با تمامی شور ادامه می‌دهیم و با شورش دروغ که در کشور طغیان کرده و چهره آن را آلوده است مبارزه می‌کنیم، اما اجازه نخواهیم داد که حرکات ما شکل کور به خود بگیرد.

جا دارد از یکایک شهروندانی که برای رساندن این پیام سبز هر کدام ستادی بودند و تمامی ستادهای مردمی و رسمی که در انتخابات فعالیت می‌کردند سپاسگذاری کنم و تاکید کنیم که تا رسیدن به نتیجه‌‌ای که کشور ما لایق آن است هم‌چنان به حضور و تلاش آنان نیاز است.

و ما لنا الا نتوکل علی الله و قد هدانا سبلنا و لنصبرن علی ما اذیتمونا و علی الله فلیتو کل المتوکلون
میرحسین موسوی


متن کامل بیانیه مهدی کروبی:

بسم الله الرحمن الرحیم
ملت شریف ایران
۲۲ خرداد ماه که از حیث مشارکت کم سابقه شما مردم عزیز می توانست جشنواره بزرگ جمهوریت در نظام امام خمینی (ره) باشد به سوگواری تبدیل شد ،‌ و در سوگواری جز مرثیه چه می توان خواند ،‌ مرثیه ای برای اعتبار و آبروی رای فردی که به عشق و ایمان برای تغییر اوضاع کشور به صحنه آمدند و چنین تخلف در امانت دیدند . نتایج اعلام شده برای انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری چنان مضحک و شگفت است که در بیان و بیانیه نمی آید و باید فکر دیگری کرد . این شیوه رای گیری و شمارش آرا یادآور شمارش آرا مرحوم مدرس است که حتی از شمارش رایی که آن مرحوم به خویش داده بود دریغ کردند و تکرار دروغ پردازی های تلویزیونی یادآور آمارهای منتشر شده در مناظره هاست . شگفتا که مشارکت ملت به ابزار تحکیم دولت تبدیل شد ،‌ واز دموکراسی به سوء استفاده از مشارکت ملت بسنده شد . بدیهی است که نتایج و نهاد برآمده از چنین شمارش آرایی فاقد مشروعیت است و مورد قبول اینجانب نیست . من به پیشگاه ملت شکایت می برم و دستان همه رای دهندگان به خصوص دانشجویان ،‌روشنفکران ،‌زنان محرومین و افراد مورد تبعیض اعم از دگر اندیشان ،‌اقلیت های حقوقی و مذهبی ،‌دراویش ،‌اهل حق را می بوسم و حتما در مقابل این مهندسی و تنظیم ناشیانه رای ملت سکوت نخواهم کرد و به عنوان فردی مستقل در چارچوب فکری و سیاسی خاص خود و بر اساس مواضع و بیانیه هایی که منتشر کرده ام در صحنه خواهم ماند و گزارش اقدامات خود را در بیانیه های بعدی به اطلاع ملت بزرگ ایران خواهم رساند . این تازه اول داستان است .

مهدی کروبی
88/3/23


دومین بیانیه مهدی کروبی:
 
بسم الله الرحمن الرحیم

ملت بزرگ ایران

واکنش‌های خود جوش شما به اعلام نتایج دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری نشان دهنده آگاهی و تعهد شما نسبت به ایران اسلامی و عدم مشروعیت نتیجه اعلام شده برای انتخابات ۲۲ خرداد ۱۳۸۸ است.
گرچه می‌دانید و می‌دانیم که اگر امکان داشت این واکنش‌ها از راه‌های قانونی و در چارچوب‌های مدنی انجام می‌شد، از مطلوبیت بیشتری برخوردار بود.

اما در حال با توجه به حضور آگاهانه شما مطمئن باشید نامزدهای مورد علاقه شما در این دوره انتخابات از حق خود و شما کوتاه نخواهند آمد. نتیجه اعلام شده انتخابات برآمده از دو انحراف اساسی در مسیر تاریخ انقلاب است .
اول: انحراف از جمهوریت نظام که نقطه شروع آن برگزاری دومین انتخابات مجلس خبرگان رهبری در سال ۱۳۶۹ و رد صلاحیت گسترده یاران امام (ره) پس از رحلت بنیان گذار جمهوری اسلامی بود و این انحراف سبب شد جمهوری مورد نظر امام مخدوش شود و امروزه حتی افرادی که در این انحراف مقصر بودند از آن آسیب می‌بینند و کار به جایی رسیده که از کلیت جمهوری اسلامی، هر دو رکن جمهوریت واسلامیت با این انتخابات و اعلام نتایج مخدوش آن زیر سوال رفته است.

دوم: انحراف از اصلاحات که با فرصت سوزی و از دست دادن خودخواهانه موقعیت‌های بی‌نظیری که ملت ایران در حوادث پس از دوم خرداد ۱۳۷۶ در اختیار ما قرار داده بود شروع شد، با سوء مدیریت و اجازه مصادره آن توسط نااهلان و سودجویان منتهی به انتخابات مجلس هفتم و سپس تشکیل دولت نهم که مهم‌ترین مخالف اصلاحات در سال ۱۳۸۴ و تثبیت او در سال ۱۳۸۸ گردید.

من بار دیگر اعلام می‌کنم انتخاباتی که با حضور پرشور ملت ایران برگزار شد نباید وسیله سوء استفاده قرار گیرد و نتایح اعلام شده بر این انتخابات نامشروع و دولت برآمده از آن فاقد وجاهت ملی و صلاحیت اجتماعی است و از این‌رو آقای محمود احمدی نژاد را رییس جمهور ایران نمی‌دانم.

اما از آن جایی که به اصل نظام جمهوری اسلامی باور راسخ دارم و این نوع انتخابات را تعریض به میراث و راه امام می‌دانم و از آن جایی که هنوزم به ظرفیت نهادهای قانونی در جمهوری اسلامی باور دارم، از شورای نگهبان می‌خواهم با ابطال انتخابات و در راستای خواست به حق ملت واکثریت مردم بار دیگر این انتخابات را تجدید نماید و این بار به حق، از آرای مردم پاسداری کند.

بدیهی است این راه حل برای برون رفت از وضع موجود و اتمام حجتی با نهادهای حقوقی و قانونی می باشد.
فارغ از قضاوت من درباره برخی از اعضای تاثیرگذار شواری نگهبان و عوامل تاثیرگذار پشت صحنه آن به ملت عزیز ایران عرض می‌کنم که ضمن اعلام نظرات صریح خود درباره عدم مشروعیت نتایج انتخابات از ظرفیت‌های قانونی موجود بهره ببرند و از نیروی انتظامی و امنیتی می‌خواهم حقوق شهروندی منتقدان و معترضان را رعایت نمایند و نگذارند با انتشار تصاویر موحش و موهن در رسانه‌های خارجی موجبات وهن نظام جمهوری اسلامی فراهم آید و بدانند که شکرانه بیرون آوردن آقای محمود احمدی نژاد از صندوق‌های رای، ضرب و شتم مردم، دستگیری و تهدید امنیتی فعالان سیاسی واجتماعی و ایجاد جو امنیتی در کشور نیست.

همچنین به دولت و دست اندرکاران هم یادآوری می‌نمایم که قطع وسایل ارتباط جمعی، سایت‌ها، موبایل‌ها، پیامک‌ها و تلویزیون‌ها در شان جمهوری اسلامی که همواره مورد تایید حضرت امام (ره) بوده است نمی‌باشد.
کار به جایی رسیده است که حتی از انتشار اطلاعیه‌ها و بیانیه‌های اینجانب در روزنامه‌ها و حتی روزنامه اینجانب خودداری می‌شود و مطبوعات مورد تهدید قرار می‌گیرد.

اینجانب با تاکید بر هویت مستقل و اصلاح طلبانه خود درخواست ابطال این انتخابات منحرف شده را به نام صیانت از ارای شما پیگیری نموده و در صورتی که دولت و شورای نگهبان بر آن اصرار داشته باشد، تصمیمات خود را در اطلاعیه های بعدی به اطلاع ملت بزرگ ایران خواهم رسانید.

نمایش غیر قانونی امروز از سوی آقای احمدی نژاد که خود را قبل از تایید انتخابات و رسیدگی به شکایات، رییس جمهور منتخب نامیده است نیز پرده دیگری از این نمایش مضحک است.

در پایان ضمن تشکر مجدد از حضور آگاهانه شما در صحنه، به ملت شریف و جوانان غیور این سرزمین توصیه می‌نمایم که با حضور خود در صحنه و مراقبت از تحولات جاری آرامش را حفظ نمایند تا بهانه به دست غوغا سالاران، انحصارطلبان و سرکوب‌گران ندهند.


والسلام علیکم
مهدی کروبی – ۲۴ /۳ /۸۸
 

متن کامل بیانیه جامعه روحانیون مبارز:


بسم الله الرحمن الرحیم
مجمع روحانیون مبارز ضمن سپاس از حضور شاداب ملت و بخصوص جوانان عزیز در عرصه انتخابات دهم ریاست جمهوری که با رفتار مدنی، سرزندگی و متانت خود خاطرات دوران پرشکوه انقلاب را تجدید کردند و ضمن پوزش از اینکه نتوانستیم از آراء مردم صیانت به عمل آوریم، به استحضار ملت شریف می‌رساند که در این انتخابات صرف نظر از نتیجه‌ای که معلوم شد آنچه موجب تاسف و نگرانی بیشتر است اعمال نوعی مهندسی آراء گسترده در این دوره است.

این امر اگر به صورت رویه درآید به جمهوریت نظام لطمه غیرقابل جبران می‌زند و اعتماد مردم را که بزرگترین پشتوانه نظام است خدشه دار می‌کند. دلایل و شواهد کافی وجود دارد که نتیجه اعلام شده مورد قبول واقع نشود.

مجمع روحانیون مبارز در جلسه‌ای فوق العاده به این نتیجه رسید که برای دفاع از جمهوریت اسلامی نظام و بازگرداندن اعتماد عمومی و نگاهبانی از موج آشتی ملی با صندوق‌های رای، ابطال این انتخابات و تجدید آن در فضایی عادلانه‌تر و منطقی‌تر راه‌کار مناسب است یا دست کم تعیین هیاتی بی‌طرف و کاردان و شجاع برای حقیقت‌یابی و اعلام نظر نهایی به ملت و رهبری تصمیمی درست در جهت آرمان‌های والای انقلاب و اندیشه‌های حضرت امام و تقویت اعتماد ملی است.

ما و هواداران پرشور و با شعور جناب میرحسین موسوی ضمن حفظ هوشیاری و پرهیز از هر عملی که به تشنج بیانجامد و به سرکوب‌گران بهانه دهد، مهندس موسوی عزیز را تنها نخواهیم گذاشت.

 لينك مطلب | شنبه بیست و سوم خرداد 1388 | غدیر ‌نبی‌زاده |      


صلاح مملکت خویش مردمان دانند

در روزی که حضور گسترده ایرانیان در پای صندوق‌های رای جهان را شگفت‌زده کرد، محمود احمدی‌نژاد با اکثریت قاطع آرا رئیس‌جمهور ایران باقی ماند. 

هنوز دقایقی از ساعت پایان رای‌گیری نگذشته بود که نتایج حوزه‌های مختلف روستایی و شهری در خبرگزاری‌ها منتشر شد. با نزدیک شدن به ساعات نیمه‌شب تب انتخابات نیز بالا می‌رفت. اما از همان ابتدا رای احمدی‌نژاد بسیار بالاتر از رقیب‌اش میرحسین موسوی بود.

کنجکاوی‌ام موجب شد در میان خبرهای خبرگزاری سری هم به سایت‌های وابسته به میرحسین بزنم و از اخبار آنان نیز آگاه شوم. اما شگفت‌انگیز بود که می‌دیدم اخبار آنان از انتخابات چیز دیگری بود. انگار که آنان از انتخابات دیگری سخن می‌گفتند. گرچه آنان اخبار مغایر با اخبار رسمی روی سایت خود می‌فرستادند اما استناد خود آن‌ها نیز به نتایج سایت‌ خودشان نبود. این موضوع از آن‌جا مشخص شد که میرحسن موسوی با آشکار شدن نشانه‌های شکست، نشست خبری خود را که برای ساعت 14 شنبه 23 خرداد برنامه‌ریزی شده بود به ساعت 11 همان شب انتخابات منتقل کرد. او که مشخص نبود منبع‌اش کجاست مدام دم از پیروزی می‌زد به طوری‌که حتا در خبر سی‌ان‌ان آمده بود که هر دو نامزد ادعای پیروزی می‌کنند. همچنین بد نیست بدانید که در آن نشست خبری که خبرنگاران از سر-و-کول هم بالا می‌رفتند و حتی خیلی از آنان نمی‌توانستند موسوی را ببینند کسی اجازه پرسش نداشت و موسوی تنها سخنگوی نشست خبری بود. 

با آشکار شدن ابعاد جدیدی از نتایج انتخاباتی، سایت‌های حامی موسوی از پیروزی این نامزد با کسب 69 درصد آرا (!!!) خبر می‌دادند که به خوبی نشان دهنده متانت و صداقت این کاندیدا و هواداران او بود. افزون بر این آنان با تشکیک در سلامت انتخابات قصد به‌هم ریختن فضای انتخاباتی در کشور را داشتند به گونه‌ای خبر از کشف یک گروه خرابکار حامی موسوی در قیطریه منتشر شد که قصد پخش تراکت و شب‌نامه با محوریت تشکیک در سلامت انتخابات را داشت. همچنین خبر بازداشت تاج‌زاده با اندکی ابزارآلات اغتشاش در همان محل کار‌-اش نیز منتشر شد. 

لحظه به لحظه احمدی‌نژاد به پیروزی نزدیک‌تر می‌شد و وقتی نهایتاً در حدود یک نیمه‌شب خبر 18 میلیون رای او از منابع غیررسمی اعلام شد، ستاد امتداد مهر وابسته به احمدی‌نژاد با انتشار خبر پیروزی، اعلامیه‌ای منتشر کرد و به همه تبریک گفت. این زمانی بود که تازه اولین اخبار از 10 میلیون رای شمارش شده خبر می‌داد که بیش از 5 میلیون آن به احمدی‌نژاد اختصاص داشت. اما هنوز حامیان موسوی باور نمی‌کردند و به نظر هنوز هم باور نکرده‌اند و البته هیچ‌گاه باور نخواهند کرد.

من که یک نفر از مردم این کشور هستم می‌دانستم که اقبال به احمدی‌نژاد بیش از سایرین است و حتا به دوستان هم گفته بودم که او در دور اول رئیس‌جمهور است، آن‌گاه چه‌طور رئیس‌مجمع تشخیص مصلحت نظام، افراد متعصب ستاد انتخاباتی و اطرافیان کاندیداهای دیگر چنین نمی‌دانستند! آیا آنان در واقعیت می‌زیستند؟ آیا اخباری که به آنان در طول 20 روز تبلیغات انتخابات می‌رسید حقیقت داشت؟

خبری که امروز همه را شوکه کرد، شیوه و عملکرد رای دادن کرباسچی در این انتخابات بود که باید درس عبرتی برای کروبی و امثال او باشد. کرباسچی که از حدود 6 ماه پیش به کروبی پیوسته بود، برای رای دادن به صندوق دانشگاه امیرکبیر رفت و پس از نوشتن رای خود در برگ رای آن را جلوی همگان گرفت. جالب اینجا‌ست که او نام «میرحسین موسوی» را بر روی برگ رای نوشته بود. آنوقت این آقایان ادعا می‌کنند که یک عده کارشناس دور و برشان جمع‌اند. 

یا محسن رضایی که یک روز پیش از رای‌گیری، می‌گفت که رسانه‌ای خارجی با او مصاحبه کرده و از خون‌سری او شگفت‌زده شده از او پرسیده که چگونه شما چنین خون‌سردید و او پاسخ داده بود «چون می‌دانم که پیروز این انتخابات هستم»!!!

سرانجام احمدی‌نژاد با رای بیش از 65 درصد مردم ایران و در انتخاباتی که مشارکت مردم در آن خیره‌کننده بود رئیس‌جمهور ماند تا جهان سر تعظیم بر مردم‌سالاری ایرانی فرود آورد و خائنان و دشمنان ملت بدانند که مردم ایران آگاه و هشیارند. 

اکنون که این نوشته را می‌نویسم سایت‌های اصلاح‌طلب و رسانه‌های بیگانه به امر تشکیک در سلامت انتخابات مشغول‌اند؛ همچنین ایمیل‌هایی با موضوع «در راه بودن کودتای مخملی» و همچنین امضای اعتراض‌نامه به سازمان‌های بین‌المللی به بهانه تقلب در انتخابات در سرتاسر کشور به کاربران اینترنت فرستاده می‌شود؛ مساله‌ای که از پیش نیز انتظار آن می‌رفت و حتا همسر هاشمی و سایر اصلاح‌طلبان نیز بدان اشاره کرده بودند.

 لينك مطلب | شنبه بیست و سوم خرداد 1388 | غدیر ‌نبی‌زاده |      


گفتمان پدرشاهی

«... شما شاهد هستید که من در رای خود نام میرحسین موسوی را نوشتم و امیدوارم که تقلبی صورت نگیرد که اگر این اتفاق بیافتد من در پل صراط از آنها نخواهم گذشت ... امیدوارم احمدی‌نژاد و دوستان خوارجش از مردم پاسخ دریافت کنند ... اگر تقلب نشود، موسوی رئیس‌جمهور می‌شود، ولی خدا نکند تقلب کنند که اگر اینگونه شود، مردم به خیابان‌ها می‌آیند و اعتراض می‌کنند ... »

فرازهای بالا سخنان رئیس حزب مشارکت یا دیگر احزاب دوم خردادی یا حتی منافقان نیست، بلکه سخنان همسر رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام و رئیس خبرگان رهبری جمهوری اسلامی ایران است. 

در جایی خوانده بودم که حزب کمونیست روسیه که خود به زندگی بدون طبقه معتقد بود، پس از چندی طبقه‌ای ایجاد کرده بود که از سران حزب بنیان‌گزاران آن تشکیل می‌شد. سران آن خانه‌ای همچو کاخ داشتند، با ماشین آخرین مدل در تدابیر امنیتی به حزب می‌رفتند و شب هم به خانه بر می‌گشتند. در واقع هیچ ارتباطی با مردم نداشتند. و همین موجب شد که آن حزب فروبپاشد و نتواند به کار خود ادامه دهد، زیرا تصمیم‌های آنان هیچ سنخیتی با مردم نداشت، چرا که سران هیج پیوندی با مردم نداشتند.

خانواده هاشمی نیز نمونه‌ای دیگر از همین مسأله است با این تفاوت که جمهوری اسلامی همچنان که از نام‌اش پیداست به او وابسته نیست. سرکار خانم عفت مرعشی در خانه‌ای زندگی می‌کنند که برای رسیدن به آن از سه ایست بازرسی باید گذشت و افزون بر آن کسی جز خاندان و همفکران هاشمی را در آن خانواده جایی نیست. بنابراین از ایشان انتظاری بیش از این نیست. یک نظرسنجی سرانگشتی از مراجعان به خانه هاشمی نیز به خوبی نشان خواهد داد که آرا به سود موسوی است و از خانم هاشمی انتظاری نیست چون تا کنون نظری غیر از آنچه در خاندان‌شان مطرح بوده نشنیده‌اند و بی‌گمان سخنان بیان شده از زبان او نه سخنان خود که سخنان رد-و-بدل شده در خانه است و نشان از شدت دشمنی آن خاندان با کسی دارد که به دموکرات‌ترین شکل ممکن پیروز انتخابات شد و به مدت چهار سال رئیس‌جمهور ایران بود؛ چیزی که هاشمی هیچ‌گاه نتوانست باور کند. 

پیش‌بینی می‌شد که با چراغ‌سبز هاشمی، در صورت پیروزی احمدی‌‌نژاد آشوب و اغتشاشی در راه باشد چه هاشمی درنامه‌اش و سایت‌های اصلاح‌طلب در نوشته‌های‌شان بدان اشاره کردند و البته آن را امروز روشن و شفاف از زبان همسر رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام و رئیس خبرگان رهبری جمهوری اسلامی ایران شنیدیم. 

غرض گفتن این مساله بود که از کارگزاران نظام انتظار بیش از این‌هاست و ملت مصمم ایران در را آزادی و استقلال خود کوه استکبار را شکست، خاندان‌های پدرشاهی که جای خود دارند.

 لينك مطلب | جمعه بیست و دوم خرداد 1388 | غدیر ‌نبی‌زاده |      


چراغ سبز هاشمی

با وجود این که برخی فضای حاکم بر انتخابات دهم را به موجب سخنان احمدی‌نژاد در مناظره با موسوی می‌دانند، بر این باورم که این سخن خود راهی دیگر در مسیر انحراف از واقعیت است. 

چهار سال پیش که خودِ هاشمی هماورد احمدی‌نژاد بود، مسلسل تخریب‌ها پاد (علیه) احمدی‌نژاد شکل گرفت. کسانی که تا دیروز مخالف هاشمی بودند و کاری کردند که از انتخابات مجلس –به‌رغم انتخاب شدن- کناره‌گیری کند، آن روز پاد احمدی‌نژاد پشت او سنگر گرفتند و ناجوانمردانه‌ترین تهمت‌ها و توهین را پاد او سازمان‌دهی کردند. 

از آن روزگار چهار سال می‌گذرد. چهار سالی که هر سخنرانی، خطبه یا مصاحبه‌ای در آن طعنه‌ای به احمدی‌نژاد در بر داشت. احمدی‌نژاد سکوت کرد. از دو ماه پیش و با اعلام کاندیداتوری میرحسین موسوی، این‌بار دوباره همه افرادی که در چهار سال گذشته پشت پرده بودند نمایان شددند و به گونه‌ای سازمان‌یافته به توهین پاد احمدی‌نژاد پرداختند. توهین‌هایی که هیچ جوابی دریافت نمی‌کردند چون بیشتر در جاهایی برنامه‌ریزی می‌شدند که از هیچ مخالفی دعوت نمی‌کردند یا اگر مخالفی حضور داشت، خفه‌اش می‌کردند. 

این بود که احمدی‌نژاد در مناظره، سیاست ضربه اول را در پیش گرفت؛ همان که در سیاست خارجی با اعلام موضع درباره هلوکاست مطرح کرده بود. حریف که از پشتیبانی گسترده‌ای در قدرت برخوردار است، امروز با تمام وجود و با بهره‌گیری از تمام ظرفیت‌ها حتا قصد به چالش‌ کشیدن رهبری دارد.

خبرهای خوبی به‌گوش نمی‌رسد. چراغ‌ سبز هاشمی برای آشوب و اغتشاش اوضاع را بدتر خواهد کرد. 

همچنین میرحسینی‌ها خود را برای اغتشاش پس از شمارش آرا –در صورت پیروزی احمدی‌نژاد- آماده می‌کنند و تمهیدات لازم را نیز فراهم کرده‌اند.


نوشته های مرتبط در همین وبلاگ:

- گفتمان پدرشاهی

-صلاح مملکت خویش مردمان دانند

-اوباشگری به هواداری از هاشمی، موسوی، خاتمی و کروبی

-نگرانی امپریالیستی

-رای من کجاست؟ درون صندوق؛ نگران نباش.

 لينك مطلب | چهارشنبه بیستم خرداد 1388 | غدیر ‌نبی‌زاده |