تبليغاتX
Foreign Policy Review

گفتمان نو

 

پس از روی کار آمدن دولت نهم – محمود احمدی‌نژاد - در ایران، علی لاریجانی از سوی رئیس جمهور به سمت دبیری شورای عالی امنیت ملی – عالی‌ترین مقام در حوزه‌ی امنیتی - کشور منصوب شد. او که خود نامزد ریاست جمهوری در انتخابات ریاست جمهوری نهم بود، برای اولین بار در سطح عام در حوزه‌های سیاست خارجی به اظهار نظر پرداخت. از خصوصیت‌های بارز لاریجانی گفتمان دیپلماتیک اوست. سخن گفتن شمرده، مصمم و بی‌پرده، حاضر جواب بودن و خلق اصطلاحات و عبارات جدید در مسائل گوناگون از جمله‌ی این ویژگی‌هاست.

 

                                            علی لاریجانی

 

یکی از عباراتی که او برای اولین بار ایجاد کرد و هم‌چنان مورد استفاده قرار می گیرد عبارت "آپارتاید هسته‌ای" است. موارد فراوانی از این نمونه موجود است. یکی از موارد اخیر در ایجاد و استفاده از چنین عباراتی را می‌توان در مصاحبه‌ی لاریجانی با روزنامه‌ی "لاروپوليكا‌"‌ي ایتالیا دید.

او در پاسخ به خبرنگار این روزنامه که گفت: "به ‌نظر مي‌رسد كه شما متوجه نيستيد كه كشورتان همواره ترسناك‌تر مي‌شود. شما مراكزي نداريد كه درآن اورانيوم را غني‌سازي كنيد، اظهار داشت: نمي‌توانم به شما اجازه دهم كه اين را بگوييد. ما داراي يك مركز تحقيقاتي در تهران هستيم و قصد داريم تا 20 تا از اين مراكز را بسازیم. ما محصولات غني شده توليد نمي‌كنيم بلكه خواستار استقلال درانرژي هستيم و تمام كارهايي كه انجام مي‌دهيم نيز تحت نظارت است اگر بخواهيم بمب اتمي بسازيم، ايران كشور بزرگي است مي‌توانيم به طور پنهاني آن را بسازيم.  آيا شما فكر مي‌كنيد كه اگر ما توان تحقيقات اتمي را نداشته باشيم غربي‌ها به ما چيزي پيشنهاد مي‌كنند؟ واقعيت اين است كه به عقيده‌ی "تئوري جهاني‌سازي" مي‌بايست دو دسته كشور وجود داشته باشد ، كشورهاي صنعتي و كشورهايي كه گوجه فرنگي توليد مي‌كنند،اين دسته ‌از كشورها بلافاصله بعد از اينكه از حد اعطايي‌شان فراتر مي‌روند به شوراي امنيت ارجاع داده مي‌شوند."

توانایی لاریجانی در پاسخ‌گویی به سوالات ستودنی‌ست. او در مواقع حساس هم‌چون زمانی که احمدی‌نژاد برای اولین بار قضیه‌ی هلوکاست را مطرح کرده بود به کمک دستگاه دیپلماسی ایران در مقابله با هجمه‌ی تبلیغاتی بیگانگان آمد. وجود دیپلمات‌هایی با ویژگی‌های زبانی (Linguistic Characteristics) نیاز مبرم دستگاه دیپلماسی ایران است. پیام ایران در مسائل مختلف توسط فرستادگان که عمدتن از میان دیپلمات‌ها هستد، ارسال می‌گردد و بنابراین برخورد هر فرستاده به همراه پیام کتبی و یا شفاهی، به گونه‌ای به هم می‌آمیزد و پیامی واحد در ذهن گیرنده ایجاد می‌کند. برخورد میزبان با فرستاده نیز به همین گونه است. ترفندهای دیپلماتیک کشورها گاه به منظور استفاده در لحظه به کار می‌روند. برای مثال حضور لاریجانی در مقابل خاویار سولانا که پیام گروه 1+5 را به ایران منتقل کرده بود مهره چینی صحیح دستگاه دیپلماسی ایران را نشان می‌داد. حضورشان در مصاحبه‌ پس از مذاکرات نیز مؤید همین مطلب بود. لاریجانی از نقاط مثبت و ابهامات سخن گفت. او به عنوان یک دیپلمات عالی‌‌رتبه حق ندارد سخنی بر زبان آورد و در مواضع بعدی خود آن‌ را نفی کند و یک تبلیغات منفی علیه ایران به راه بیاندازد. او می‌بایست در مدت زمانی اندک – دو ساعت- هم متن را می‌خواند، هم سخنان فرستاده را به دقت گوش می‌کرد و هم خود را برای یک پاسخ‌گویی سریع و درست در مقابل خبرنگاران آماده می‌کرد. که البته این کار از عهده‌ی هر کسی بر نمی‌آید که مسلمن با خواندن متن مصاحبه که در ایرنا منتشر شده است نیز می‌توان به ابعاد بيش‌تر توانايي‌هاي لاریجانی پی‌ برد.

اما تاسف این که اگر به ترجمه‌ي انگليسي همين خبر در پاي‌گاه اطلاع‌ رساني خبرگزاري جمهوري اسلامي ايران - ايرنا – سري بزنيد اثري از آن عبارت نخواهيد يافت. خلق چنين عباراتي كار يك لحظه نيست كه بتوان به راحتي از كنارشان گذشت. به عقيده‌ي نگارنده چنين گفتمان‌هايي كه بكر و پر قدرتند مي‌توانند به كمك دست‌گاه ديپلماسي ايران در تبليغات جهاني (Global Propaganda) بيايند.

 

 

 

 لينك مطلب | پنجشنبه هجدهم خرداد 1385 | غدیر ‌نبی‌زاده |      


استراتژي مبادله با ايران

 

روز بيست و سوم ماه مي، كليفورد كوپچان مدير "گروه اوراسيا" –يك شركت مشاور در امور سياسي و ري تكيه عضو ارشد شوراي روابط خارجي –تاثيرگذارترين موسسه‌ي تصميم‌سازي در ايالات متحده- در مقاله‌اي كه در نشريه‌ي امريكايي بوستون گلوب به  چاپ رسيد به تشريح شرايط فعلي داخلي ايران و نحوه‌ي مواجهه‌ي ايالات متحده با ايران در شرايط كنوني پرداختند. اين استراتژي كه هم اكنون جاي‌گاه ويژه‌اي در سياست خارجي ايالات متحده در قبال ايران دارد از جهات مختلف حائز اهميت است.

 

نخست آن كه مرزبندي‌هاي داخل ايران در مورد هسته‌اي با دقت مورد بررسي قرار گرفته كه در نوع خود قابل توجه مي‌باشد. دوم، نهادهاي تصميم‌‌ساز كه نويسندگان اين مقاله در دو مجموعه از اين مراكز فعاليت مي‌كنند، در ايالات متحده از جاي‌گاهي ويژه برخوردارند به طوري‌كه در يك مطالعه‌ي وسيع مي‌توان به راحتي به نفوذ اين انديشكده‌ها در سيستم حاكمه‌ي امريكا پي برد. و سوم، بيان اين سياست ها از زبان رسانه ها مي تواند تصميم‌سازان و تصميم‌گيران ايراني را در نحوه چينش گزينه‌هاي مختلف و انديشه‌ي دفع آن سياست‌ها ياري رساند.

 

مقطع حساس كنوني ديگر نيازي به توضيح ندارد. بنابراين به خود مقاله مي‌پردازم.

 

نويسندگان اين مقاله در ابتدا به تشريح سياست كنوني دولت ايران در مساله‌ي هسته‌اي پرداخته‌اند و نام سياست "Pedal to the metal" يا فشار بر آهن بر آن نهاده‌اند و بدين ترتيب ايالات متحده را آهن، كه خاصيت انعطاف‌پذيري بسيار ضعيفي دارد ناميده‌اند. با اذعان به ماهيت غير قابل پيش‌بيني بودن ایران، او را درحال تكان دادن و شكه كردن رهبران غربي معرفي مي‌كنند و نامه‌ي احمدي‌نژاد به بوش را نمونه‌اي از آن مي‌دانند. سپس به جناح‌بنديه‌اي مختلف در ايران بر سر مسائل هسته‌اي مي‌پردازند. به زعم آنان سه تفكر و دسته را مي‌توان شناسايي كرد.

 

اول- احمدي نژاد و متحدينش در سرويس امنيتي به خصوص در سپاه پاسداران. آن‌ها معتقدند كه اين دسته از تندرواني تشكيل شده كه مسائل هسته‌اي را به طور مجزا بررسي مي‌كنند. جنگ عراق عليه ايران و استفاده صدام از سلاح‌هاي شيميايي و كمك‌هاي فراوان دولت‌هاي غربي به او به زعم آنان مرتجعين ايراني را به جنب و جوش وا داشته و ايران را نسبت به آراي جهاني و معاهدات بين المللي بي تفاوت كرده است!   

 

سپس نقل قولي از احمدي نژاد مطرح مي‌كنند كه: "غرب با ماهيت قوانين اسلامي مخالف است. اگر بن بست هسته‌اي را برطرف كنيم حقوق بش را مطرح مي‌كنند و اگر اين يكي را نيز حل كنيم حقوق حيوانات را مطرح مي‌كنند. در ادامه دو نويسنده اعتراف مي‌كنند كه ايران مجهز به سلاح هسته‌اي به بهترين نحو مي‌تواند از تماميت ارضي خود دفاع كند، امنيت حكومت را تامين كند و نقشه‌هاي شيطاني امريكا را خنثي نمايد. و تهديد مي‌كنند كه "با فرض وجود بمب هسته‌اي، ايران بايد براي تحمل تحريم‌ها، توبيخ‌ها و حتا حملات نظامي در راه خودكفايي هسته‌اي خود آماده باشد. 

 

دوم- ديدگاه مربوط به اكبر هاشمي رفسنجاني‌ و افرادي با تفكر يك‌سان است كه آن را واقع بينانه مي‌خوانند. آنان معتقدند كه اين گروه بر اين موضع پافشاري مي‌كنند كه تلفيق ايران به نظام بين‌المللي و اقتصاد جهاني منوط به پذيرش يك سري محدوديت‌ها بر برنامه‌ي هسته‌اي ايران است. اينان قصد برچيدين برنامه‌ي هست‌ه‌اي را ندارند بلكه خواهان توسعه‌ي نهايي برنامه‌ي هسته‌اي ايران تحت لواي دستورالعمل قابل انعطاف ان‌پي‌تي هستند، كه در اين صورت نيز به عقيده‌ي  نويسندگان با توجه به تعهد طولاني مدت ايران نسبت به ان‌پي‌تي و ملاحضات بين‌المللي غالب، در اين صورت نيز ايران بايد در انتظار تحريم‌ها باشد و شريك‌هاي تجاري  با ارزش خود را از دست خواهد داد. پس از آن هند را به عنوان مثال ذكر مي‌كنند. كشوري كه زيرساخت‌هاي اتمي را توسعه داد اما بمب نساخت. و هنوز هم به دليل خويشتن‌‌داري در آن هنگام، از مواهب جوامع بين‌المللي بهره‌مند است.

 

سوم- ديدگاه اصلاح طلبان است كه به عقيده‌ي نگارندگان اين مقاله نمي‌توان به آساني از كنارشان گذشت. آن‌ها معتقدند كه چالش امروز اصلاح‌طلبان ايجاد نظم تكثرگرايانه اي‌ست كه هم احكام اسلام و هم ارزشهاي دموكراتيك را در خود جاي دهد. در ادامه نظر اصلاح طلبان ر ا در مساله‌ي هسته اي اين‌چنين بيان مي كنند: "اصلاح طلبان را به سختي مي‌توان بيشترين طرفداران كلامي هماهنگي با خواست جوامع بين‌المللي‌ دانست."

 

سپس با معرفي محمد رضا خاتمي به عنوان دبير كل جبهه‌ي مشاركت و نقل سخني از وي، نظرش را گرچه داراي تاثيرات موقت بر حكومت، اما غير غالب مي‌خوانند. او چندي پيش خواهان "تعليق فعاليت‌هاي غني‌سازي و مذاكرات با هدف اعتمادسازي و نظارت بين‌المللي" شده بود.

 

در آخر نويسندگان اين سوال را مطرح مي‌كنند كه چگونه واشينگتن مي‌تواند از چنين شكاف‌هايي استفاده كند و ايران را در آغاز كار و در واقع ساخت سلاح هسته‌اي منصرف سازد؟

 

در پاسخ به اين سوال كوپچان و تكيه مي‌گويند كه سياست فشار بي‌وقفه بر ايران نتيجه‌ي عكس خواهد داشت  و ايران را به سوي دارا بودن يك سلاح استراتژيك سوق خواهد داد. اين دو تصميم ساز امريكايي در پاراگراف نهايي نظر خود را اين گونه مطرح مي‌كنند كه: " واشينگتن هيچ گزينه‌اي به جز درگير شدن با ايران در يك مبادله ي مستقيم ندارد. يك پيشنهاد سخاوتمندانه‌ي امريكايي از امتیازات اقتصادي و گفتگوهاي امنيتي تنها مي‌تواند كفه‌ي ترازو را كمي به سوي واقع بيناني كه تمايل دارند تا جنون هسته اي ايران به سوي سلاح‌هاي هسته‌اي مانع شوند، بگرداند.

 

به نظر مي‌‌رسد كه انتشار بسته‌ي مشوق‌هاي اروپا در بيستم ماه مي –كه شامل يازده مشوق و پانزده تنبيه بود- نتيجه‌ي همين سياست باشد. 

 

* منبع: پايگاه اطلاع‌رساني بوستون گلوب[1]



۱ http://www.boston.com/news/globe/editorial_opinion/oped/articles/2006/05/23/us_could_benefit

_from_a_give_and_take_strategy_with_iran?mode=PF

 

لینک این مطلب در روزنامه کیهان

 

 لينك مطلب | شنبه ششم خرداد 1385 | غدیر ‌نبی‌زاده |