در پست قبلی به تاسیس شورای روابط خارجی ایران اشاره کردم بنابراین لزومی به مقدمه چینی بیشتر نمیبینم.
اما با گذشت تنها دو روز از این واقعه برخی از رسانهها با توجه به دیدگاه خود برداشتهای متفاوتی از آن ارائه کردهاند. مثلن روزنامهی شرق که داعیهدار اصلاحطلبی در ایران است دیروز در گزارشی تحلیلی از ترکیب و جایگاه شورای روابط خارجی ایران، آن را بازگشت میانهروها به سیاست خارجی دانست. همچنین با استناد به نامهی رهبری آن را فرای یک شورای مشورتی خواند. روزنامهی اعتماد ملی نیز آن را شورایی با مسئولیت ویژه توصیف کرد و در یک سوتیتر عنوان کرد که پروندهی هستهای روی میز شورای راهبردی روابط خارجی است. البته همانطور که در متن خبر آمده معلوم شد که آن را از سخنان باهنر گرفتهاند. او گفته بود: یکی از بحثهای مهم و اساسی در بحث خارجی ما بحث هستهای است که این شورا میتواند در آن نیز تاثیرگذار باشد.

به نظر میرسد سوتیتر مذکور در ادامهی تحلیل نامربوط روزنامهی شرق از غیر مشورتی بودن این شورا است که با توجه به خروج نسبتن یک سالهی اصلاح طلبان از قدرت، تمایل وافر و خیالپردازیهای آنان در سیاستگذاریهای خارجی را برملا میسازد.
در سالروز خروج اصلاح طلبان از هرم قدرت و تاسیس این شورا به نظر میرسد نکاتی چند حائز اهمیت باشند.
اول اینکه مقام رهبری افرادی با خصوصیات زیر را در حوزههای مختلف تصمیمگیری در این شورا به مدت پنج سال منصوب نمودند؛
1- افرادی دارای خصوصیات ویژه و منحصر به فرد.
2- افرادی دارای ویژگیهای جناحی.
3- افرادی به دور از درگیریهی جناحی.
4- افرادی به دور از هرم قدرت.
به نظر نگارنده این انتخاب میتواند اعتراضی به یک جانبهگرایی دولت و قدرت در اتخاذ تصمیمات مهم و حساس برای سیاست خارجی کشور باشد و نه آنچه شرق بازگشت میانهروها به سیاست خارجی دانسته است.
کشور ما از همان ابتدا دستخوش تغییرات فراوانی بوده حال آنکه هر مهرهی جدیدی بلافاصله پس از رسیدن به قدرت اقدامی همه جانبه در رد و تغییر افعال، اقدامات و مسئولین دوران قبل انجام میدهد. متاسفانه پس از انقلاب و در سالهای اخیر نیز این کار همچنان مرسوم و رایج است. اما ما خواهان پیشرفت و توسعهایم و با چنین رویهای هیچ جایی برای توسعه در هیچ حوزهای برایمان مهیا نخواهد بود.
این رویکرد رهبری به نظر میرسد ایجاد راهکاری به منظور استفاده از مجموعهی نخبگان سیاست خارجی در حوزههای مختلف برای بازی گرفتن افراد خارج از مجموعهی قدرت باشد. شایان ذکر است که اگر همین اتفاق در دوران اصلاحات رخ میداد مسلمن از سوی این رسانهها بدین گونه تفسیر نمیشد و آن را جایی برای دخالت در امور دولت و ادارهی کشور میخواندند.
در هر صورت نگارنده چنین اتفاقی را میمون و مفید برای اداره و توسعهی همه جانبهی کشور میداند. گرچه انتخاب این پنج نفر و عدم انتخاب برخی معنا و مفهومهای خاصی دارد.
در دیگر سو، نمیدانم از کجای متن نامهی رهبری برداشت شده که این مجموعه وظیفهی اجرایی دارد!!! حداقل مطالعهی نامه و مراجعه به مجموعههایی از این دست میتوانست نگارنده و یا نگارندگان گزارش را بر آن دارد تا چنین نهادهایی صرفن تصمیم سازند و نه تصمیمگیر! فرق است بین تصمیمسازی و تصمیمگیری. به نظر نگارنده شورای روابط خارجی ایالات متحده بارزترین نمونه از این مدل است.
البته درست است که شورای روابط خارجی در ایالات متحده به نوعی نظرات خود را به دولت دیکته میکند و آن در گرو قدرتی است که به انحاء مختلف به دست آوردهاند ولی در بخش گزارش ماموریت در وبسایت آن آمده است: "این شورا در سال 1921به عنوان سازمانی مستقل و ملی، و مرکزی به دور از تعصبات بیپایه برای نخبگان وقف تولید و خروج ایدههاست تا افراد و اعضاء و گروهها به علاوهی سیاستگذاران، روزنامهنگاران، دانشجویان و سایر شهروندان و علاقهمند در ایالات متحده و سایر کشورها بتوانند جهان و گزینههای سیاست خارجی در مواجهه با ایالات متحده و سایر دولتها را بشناسند."
با توجه به تمام موارد مذکور باید اشاره کرد که بازی دادن افراد تاثیرگذار خارج از قدرت و تقدیم تصمیماتشان به سیاستگذاران کشور میتواند راهی در گرو توسعهی همه جانبهی کشور بدون تعصبات جناحی باشد. امید که دولت کنونی از این پتانسیل به نحو مطلوبی بهره گیرد.