تبليغاتX
Foreign Policy Review

منافع ملي‌ترين!

 

به ياد دارم زماني‌ را كه قرار بود خودروي سمند به عرصه وارد شود و حكمن به ياد داريد كه او را افتخار ملي مي‌خواندند و البته همان موقع بود كه سر و صداهايي برخواسته بود كه آيا اين تكه آهن‌ها افتخار ملي‌اند يا شهدا.   

 

خيلي دوست داشتم تعريفي از منافع ملي بدست آورم تا بدانم واقعن چه چيزي را مي‌توان جزو منافع ملي دانست و چه چيزي را نه. اما هر چه گشتم چيز مكتوبي نيافتم، بنابر اين بر آن شدم تا از يافته‌هاي خودم تعريفي سر هم كنم. چنين يافتم؛ مسايلي كه بود و نبودشان بر ملت ايران تاثير‌گذار است. يا به عبارتي ديگر، آن‌ها كه بودشان موجب غرور و نبودشان باعث خدشه‌دار شدن غرور ملت ايران است.

 

اگر چند دقيقه‌اي هم بيانديشيد حتمن به راحتي مي‌توانيد مثال‌هايي از منافع ملي را از نظر بگذرانيد. به عنوان مثال بايد تيم ملي فوتبال اميد را جزو منافع و افتخارات ملي خود بدانيم چرا كه تحريم ايران از سوي فيفا به غرور ملت ايران صدمه زد. به تبع آن، سيل نامه‌ها بود كه به كنفدراسيون فوتبال آسيا رسيد. وزارت امور خارجه هم خيلي كمك كرد. هر كسي كه دستي بر آتش داشت تلاشي كرد تا سرانجام ان تحريم ملقا شد. هميشه تيم‌هاي ملي فوتبال براي ما منافع‌ مليترين بوده‌اند چرا كه آنان را بر همه چيز ترجيح داده ايم.

 

اما هميشه استثنا‌هايي هم وجود دارند. جالب‌تر آن‌كه با وجود تاكيد فراوان بازهم به فراموشي سپرده مي‌شوند. افسوس كه انسان‌ها در اين‌جا نه منافع مليتر كه حتا منافع ملي هم نسيتند. آن‌هم نه هر انساني بل‌كه ديپلمات‌هاي كشور ما.

 

***

روز 19 بهمن 1385 است. در سال‌روز تاريخي بيعت نيروي هوايي با امام خميني در حسينيه‌ي امام خميني. اين‌بار رهبر سخن مي‌گويد. بحبوحه‌ي حمله به ايران است. به هر رسانه‌اي كه توجه مي‌كنيد از حمله به ايران مي‌شنويد، در سخنان رهبر هم همينطور:

 

« ... ملت ايران را با اين مسائل نترسانند زيرا مگر تا به حال امريكا به ايران حمله نكرده است ضمن آنكه، دشمنان خوب مي دانند كه هرگونه تعرض، عكس العمل همه جانبه ملت ايران را نسبت به متعرضان و منافع آنها در همه نقاط جهان به دنبال خواهد داشت. معتقديم هيچ كس، چنين بي عقلي و خطايي نخواهد كرد و كشور و منافع خود را به خطر نخواهد انداخت البته برخي مي گويند رئيس جمهور امريكا، اهل محاسبه و در نظر گرفتن عواقب كارهايش نيست، اما اينجور اشخاص را هم مي توان سرعقل آورد و تحليلگران و سياست سازان امريكايي اين را مي فهمند كه ملت ايران، هيچ تعرضي را بدون پاسخ نخواهد گذاشت...»

 

***

 

 

قبل از اين سخن‌راني 5 نفر از ديپلمات‌هاي ايراني را در اربيل عراق به اسارت گرفتند. حدود بيست و پنج سال پيش نيز چهار نفر از ديپلمات‌هاي ايراني را در لبنان به اسارت گرفتند اما از سرنوشت هيچ‌يك از آنان خبري در دست نيست. حتا صليب سرخ نيز هيچ نمي‌داند. مگر اين‌ها ايراني نبودند؟ مگر در حال خدمت اسير نشدند؟ منافع مليترين پيش‌كش، پس چرا حتا جزو منافع ملي هم نيستند؟ مگر نه اين كه رهبر گفته كه هرگونه تعرضي را بي‌پاسخ نبايد گذاشت و منافع متجاوزين در سرار جهان مورد هجوم قرار خواهد گرفت. پس كو؟ آيا اگر شما هم 5 نفر از آنان را در اختيار داشتيد و به صورت نا‌معلوم در اسارت خود نگه مي‌داشتيد آيا كسي جرات مي‌كرد چنين كند؟ نگوييد كه قدرتش را نداريد. از كشوري كه وزير اطلاعاتش براي انجام ماموريت شخصن وارد عمل مي‌شود، به دور است چنين چيزي. پس چرا دست به كار نمي‌شويد؟ مگر اين‌ها منافع ملي نيستند؟ مگر جلال شرفي جزو منافع ملي نبود؟ ببينيد چه بلايي سرش آوردند ولي شما با انگليسي‌ها چه كرديد؟ با چه رويي توانستيد در چشم او نگاه كنيد درحالي‌كه چند ساعت پيش از استقبال از او متجاوزين انگليسي را با ساز و دهل ديپلماتيك بدرقه كرديد؟ از شرفي كه گذشت، به آن‌ها كه بيش از 3 ماه در اسارت به سر مي‌برند يا به حاج احمد متوسليان وهم‌راهانش اگر روزي برگردند چه خواهيد گفت؟ به نظر شما آن‌ها به ما نخواهند گفت كه «آيا ما به اندازه‌ي فوتبال اين مملكت ارزش نداشتيم؟» دعا كنيد كه آن‌ها زنده‌ نباشند.

 

 لينك مطلب | جمعه سی و یکم فروردین 1386 | غدیر ‌نبی‌زاده |      


متجاوز مهمان نیست 2

 

در لينك‌ها مي‌توانيد به مطالب بيش‌تر و عكس‌هاي مرتيط دست‌رسي داشته‌ باشيد. گرچه تلاش زيادي كردم اما معتقدم متن انگليسي خيلي به‌تر فارسي آن با نظر مي‌رسد. براي دسترسي به متن اصلي به زبان انگليسي اين‌جا كليك كنيد.

 

پس از آزادي تفنگ‌داران و ملوانان دريايي بريتانيا در اقدامي غيرمنتظره توسط دولت بنيادگراي ايران و رئيس‌جمهور تندرويش، مسائل شگف‌انگيزي به وقوع پيوست. اين اتفاقات از يك مصاحبه‌ي از پيش آماده با شش تن از دستگيرشده‌گان آغاز شد كه در آن متني را به نوبت مي‌خواندند و سپس اجازه‌ي فروش خاطرات از سوي وزارت دفاع بريتانيا به آنان اعطا شد. اين اقدام كه در قوانين بريتانيا غير قانوني تلقي مي‌شود اندكي پس از پخش تصاوير جديدي از تفريح دستگير‌شده‌گان در ايران كه از شبكه‌ي العالم روي آنتن رفت، ملقي شد. در اين ميان سخنان جالبي مطرح شدند.

 

به نظر من اين گونه سخنان را مي‌توان به دو قسمت تقسيم كرد؛ گرچه به يك دليل و از يك منبع صادر شده‌اند. اولين قسم مربوط مي‌شود به عدم ورود آن‌ها به آب‌هاي سرزميني ايران و اين‌كه ناچار بوده‌اند به كار نكرده اعتراف كنند وگرنه مي‌بايست هفت سال در حبس به سر مي‌بردند. به علاوه، تنها زن در ميان دستگير شده‌گان با اعلام اين كه "حتا به يك كلمه از نوشته‌هايم باور ندارم" گفت كه نامه‌هايش اعتقادات واقعي او نبوده‌اند و زير فشار اقدام به نگارش آن‌ها كرده است. اين بخش از گقته‌ها را مي‌توان سياسي قلمداد كرد.

 

قسم ديگر را مي‌توان نظامي خواند؛ سخناني كه دوره‌ي دستگيري و حوادث سيزده روز بازداشت آنان را دربر مي‌گيرد، از جمله بستن چشم ، جدا كردن‌شان از يك‌ديگر تنها در پنج روز اول بازداشت و دادن ملحفه‌هاي كثيف.

 

در مورد اول معتقدم كه دولت ايران براي از بين بردن هرگونه شاعبه‌اي مي‌بايست هوش‌مندانه‌تر عمل مي‌كرد، گرچه بر اين باورم كه آراي عمومي جهانيان از مسائل اتفاق افتاده و نمايش بريتانيا آگاه است. با اين وجود، مايلم درباره‌ي بخش دوم توضيحات بيش‌تري ارائه كنم.

 

هيچ‌يك از دستگيرشده‌گان (تا كنون) سخني درباره‌ي شكنجه به ميان نياورده‌اند. پس اكنون زمان آن است كه بپرسيم كه اگر بستن چشم، دادن ملحفه‌هاي كثيف و جداكردن دستگيرشده‌گان از حقوق دولت دستگير كننده نيست، پس حقوق كشوري كه عده‌اي متجاوز را به سرزمينش دستگير مي‌كند چيست؟ آيا نمي‌دانيد كه عده‌اي ايراني با قصد زيارت به صورت غير قانوني وارد عراق – كه كشوري تازه استقلال يافته است و قوانين محكمي ندارد- وارد شده‌اند و بيش از 6 ماه در زندان به سر بردند؟ يا ديپلمات‌هايي از ايران كه با پاسپورت ديپلماتيك وارد عراق شده‌اند و نود روز از ناپديد شدن‌شان مي‌گذرد؟ و آيا فكر مي‌كنيد بازجويي دست جمعي فكر خوبي‌ست؟ چه طور است كه اول به رستوران بروند و پس از صرف چاي و قهوه در گعده‌اي دوستانه با حفظ حرمت انساني و نظامي چند سوال از متجاوزين به سرزمين ايران پرسيده شود؟ آيا هنوز تصور مي‌كنيد كه بايد ملحفه‌هاي نو و تميز به آنان داده مي‌شد؟ سوال اين‌جاست كه آيا آنان در هتل بودند؟ بايد از آنان پرسيد آيا با يك دوش گرفتن  و دادن لباس‌هاي‌تان به اتوشويي موافقيد؟  (البته كه روزهاي آخر را در هتل بودند و همان كارهاست كه اين انتظارات بي‌خود را در آنان زنده كرده) شما كه نمي‌دانيد حتا درجه‌داران ارشد در نيروهاي نظامي ايران در محل كار خود از امكانات رفاحي كه بريتانيايي‌هاي متجاوز از آنان دم مي‌زنند برخوردار نيستند، چه رسد به سربازان صفري كه هر ازگاهي به دليل كمبود امكانات مي‌ميرند.

 

فراموش نكنيد كه آن‌ها متحاوز هستند و اين جرياني متفاوت است. و اما اگر هنوز بر اين عقيده‌ايد كه ايران نمي‌بايست اين‌گونه خشن با آنان برخورد مي‌كرد خوب است كه به اين سوال پاسخ دهيد. آيا ايالات متحده، ناتو و ساير متحدين‌شان آن‌گونه كه اين متجاوزين انتظار داشتند برخورد مي‌كنند؟ براي پاسخ به اين سوال به‌تر است سري به گوانتانامو و زندان‌هاي مخفي در سراسر جهان بزنيد تا از حقيقت آگاه شويد.

 

شما نميدانيد كه بسياري از ايرانيان با ديدن شما در پاي تل‌ويزيون با حسرت مي‌گفتند "ملوان انگليسي هم نشديم." بسياري از ايرانيان دوست دارند رئيس جمهور محبوب‌شان را ببينند اما جالب اين‌جاست كه متجاوزين مي‌توانند اما مردم ما نه! واين البته يكي از خواسته‌هاي آنان است.

 

اما در عوض يك ديپلمات ايراني (جلال شرفي دبير دوم سفارت ايران در بغداد) چندي پيش ربوده شد و در حالي‌كه به تفنگ‌داران و ملوانان دريايي بريتانيا كت و شلوار و كتاب و سي‌دي داده مي‌شد و مورد استقبال رسمي مقامات ايراني قرار مي‌گرفتند، سرنوشت نامعلومي داشت و پس از آزادي‌اش مشخص شد كه زير شكنجه‌ي شديد و غير انساني امريكايي‌ها در عراق به سر‌ مي‌برد. جالب‌تر اين‌كه درحالي‌كه هنوز از سرنوشت 5 ديپلمات ديگر ربوده شده‌ي ايراني در اربيل خبري نبوده و نيست، مولي هر روز در تل‌ويزيون مادرش (في ترني) را مي‌ديد يا مادر ناوبان يكم رويال، فايكس كارمان پسرش را تل‌ويزون مشاهده مي‌كرد. شگفت‌انگيز است كه حتا صليب سرخ نيز نمي‌داند آن‌ها كجا هستند.

 

به نظرم به‌تر است اين نوشته را با پاراگرافي از يك انگليسي به اتمام برسانم*: "برخلاف نظاميان شجاع‌مان كه توهين چند روز به حمام نرفتن و خوابيدن بر روي ملحفه‌هاي كثيف و با اسم كوچك مورد خطاب قرار گرفتن را تحمل كردند بايد گفت كه كف پاي شرفي با كابل زده مي‌شد و قوزك پايش با مته سوراخ مي‌شد، هم‌چنين با شلاق به پشتش زدند و دماغش را هم شكستند كه اكنون زخم‌هاي دوران اسارتش در حال بهبودي‌اند. نماينده‌ي صليب سرخ در ايران نيز صحت وارد شدن اين جراحات در دوران بازداشت او را تاييد كرد. گرچه شرفي ادعا مي‌كند كه يك مقام وابسته به سفارت امريكا در برخي از بازجويي‌هاي وي حضور داشته و آزادي و بازگشتش به ايران را به او تبريك گفته، اما ايالات متحده هرگونه ارتباطي با اين رفتار غير انساني را تكذيب كرده است. البته يك چيز كاملن روشن است و آن اين‌كه او براي گفتن بلاهاي كه در طول دوران بر سرش آمده، صد هزار پوند دريافت نمي‌كند.

 

* کل متن را در این‌جا بخوانید.

 

 لينك مطلب | دوشنبه بیست و هفتم فروردین 1386 | غدیر ‌نبی‌زاده |      


متجاوز مهمان نیست

 

به زودی ترجمه‌ی متن انگلیسی "متجاوز مهمان نیست" را می‌توانید در  همین‌جا بخوانید. متن انگلیسی هم اکنون در وب‌لاگ انگلیسی من با نام Political Discourse موجود است.

 

 لينك مطلب | شنبه بیست و پنجم فروردین 1386 | غدیر ‌نبی‌زاده |      


تبعات بمب

 

ظاهرن اين قضيه‌ي ملوانان و تفنگ‌داران دريايي بريتانيا قرار نيست كه به سرانجامي برسد. هر روز اخبار جديدتري مي‌رسد. پس از آن خيمه‌شب‌بازي كذايي و دادن اجازه‌ي فروش خاطرات به دستگيرشده‌گان برخلاف روال معمول از سوي وزارت دفاع انگليس، امروز خبري شنيديم كه آن اجازه لغو شد كه دليلش پخش فيلم تفريحات دستگيرشده‌گان در ايران از سوي شبكه‌ي العالم بود.

 

 آزاد شده‌گان در بريتانيا يا از ترس مقامات و يا از ذوق و شوق پول حرف‌هاي زيادي مطرح كردند. مثلن گفتند كه آنان را چند روزي از هم دور نگه داشتند و چشم‌شان را بستند و غيره. من فكر مي‌كنم كه آنان اسير بودند و نه مهمان البته اگر اشتباه نكنم. احتمال ديگري كه در اين ميان مطرح است اين است كه آنان با پذيرايي كه در نيمه‌ي دوم بازداشت از آنان شد شاكي شده‌اند كه چرا نيمه‌ي اول آن چنان نبوده و احتمالن ايران در دادگاه بين‌المللي بايد پاسخ به اين اتهامات را بدهد. بايد به آزاد شده‌گان و ملت شريف بريتانيا گفت كه عزيزان در ايران وقتي دختر و پسري را در خيابان مي‌گيرند از هم جداي‌شان مي‌كنند و تك تك مورد بازجويي قرار مي‌دهند تا با هم چيزي را هماهنگ نكنند و در طول دوران بازجويي حق داشتن هيچ‌گونه ارتباطي ندارند، شما كه نيروي متجاوز هستيد. در ثاني، مگر در ولايت شما در بازجويي چنين نمي‌كنند. آن خانم محترم هم كه محبت زده (بر وزن گرما زده) شده و به رسانه‌ها گفته كه اندازه‌اش را گرفتند تا تابوتي برايش بسازند در حالي‌كه اندازه را براي لباس گرفته بودند. به حق چيز‌هاي نشنيده! برای اطلاعات بیش‌تر از اعترافات چند تن از افراد بازداشتی در ایران کلیک کنید.

 

 البته رسانه‌هاي بريتانيايي هم چيزهاي زيادي گفتند و نوشتند كه قابل تامل بود اما در اين ميان جالب است كه فقط 2 نفر از آن 15 نفر حاضر به فروش خاطرات نشدند، كه حكمن بايد نمك‌گير شده‌ باشند. و نكته‌ي جالبي‌كه امشب شنيدم اين بود كه ايران مي‌خواهد فيلم‌هاي جديد از آنان را منتشر كند كه مي‌توان گفت فعلن ايران در اين مقابله‌ي جديد كم نياورده.

 

از طرفي ديشب در اخبار شنيدم كه ايران به هر دري مي‌زند تا بتواند در شوراي امنيت قطع‌نامه يا بيانيه‌اي براي آزاد كردن ديپلمات‌هاي ايراني ربوده شده در اربيل صادر كند. اندكي تامل كردم و با خود گفتم اگر ايران آن‌ها را آزاد نمي‌كرد، دست‌مان پر بود. فرصتي بود كه استفاده نكرديم. من موافق آزار و اذيت دستگير‌شده‌گان نيستم – گرچه آش نخورده است و دهن سوخته- ولي بايد گفت ملوانان و تفنگ‌داران دريايي انگليس برگ برنده‌اي بودند كه حداقل مي‌توانستيم براي آزادي ديپلمات‌هاي‌مان استفاده كنيم اما افسوس كه از دست داديم.

 

و نكته‌ي آخر اين‌كه دكتر مهاجراني در يكي از نوشته‌هاي‌شان پيشنهاد خوبي دادند و آن اين بود كه ايران مي‌تواند نامه‌ي انگليس را منتشر كند. منظور همان نامه‌اي‌ست كه انگليس داد و طبق آن يك‌سري تعهداتي مطرح كرد و حالا زده زير همه‌چيز البته اگر چنين چيزي وجود داشته باشه. اين همه حرف و حديث زده شده ولي چرا اين نامه تا حالا منتشر نشده جاي تامل دارد.

 

 لينك مطلب | سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386 | غدیر ‌نبی‌زاده |      


آفرین بر دستگاه دیپلماسی ایران!

 

                 

پس از دیدن کنفرانس خبری احمدی‌نژاد، سردرد شدیدی گرفتم. یک قرص کدوئین خوردم و دو ساعتی خوابیدم. پدرم خیلی خوشش آمده بود ولی می‌گفت ای‌کاش بیش‌تر نگه‌شان می‌داشتند.

 

فردا شب در منزل یکی از دوستان به صرف شام دعوت بودیم. بچه‌ها تقریبن با من موافق بودند، فقط یکی از آن‌ها می‌گفت که او تصمیم را شخصن اتخاذ کرده. یک جک هم ساخته شده بود: یکی از انگلیسی‌ها نرفت چون می‌خواست قسمت آخر سریال ترش و شیرین را ببیند.

 

روز بعد 6 نفر از نظامیان در یک کنفرانس خبری متن‌هایی را از رو خواندند که در آن از رفتار بد ایرانیان با آنان در طول دوران اسارت خود سخن رانده شده بود و مهم‌تر از همه گفتند که در خاک عراق دستگیر شده بودند.

 

روز بعد، ایران این کنفرانس را یک نمایش تبلیغاتی خواند.

 

بی‌بی‌سی هم که نامردی نکرده و هر لحظه که وارد سایت بشوید خبری جدید از ملوانان بر صفحه‌اش خواهید دید.

 

آفرین بر دستگاه دیپلماسی ایران که یک آدم بی سواد حکم‌ران آن است. انگار که صحنه‌ی دیپلماسی صحنه‌ی تصفیه حساب‌های شخصی‌ست. هنوز کسی نیست که به او بگوید آیا لغو عدم فعالیت CNN در ایران کار رئیس جمهور است؟ ایا از آن درس نگرفتید؟ آیا ملوانان بریتانیایی با تونی بلر دیدار کردند که ریس جمهور ایران با آنان دیدار کرد؟ آیا توهینی بالاتر از این بود که آنان را با کت و شلوار و کلی هدیه فرستادید و خبرنگارتان که تا پلکان هواپیما با آن‌ها هم راه بود باز هم می‌گفتند که ما از ایرانیان ممنونیم و سپس همه چیز برگشت؟ آیا تونی بلر رافت اسلامی می‌فهمد؟ و هزار آیای دیگر که هرگز پاسخ داده نخواهد شد.

 

 لينك مطلب | شنبه هجدهم فروردین 1386 | غدیر ‌نبی‌زاده |      


بمب خبری سال 86

 
                                          

در 24 مارس 2007، مطابق با 3 فروردين 1386 اولين بمب خبري منفجر شد كه حاكي از دستگيري 15 ملوان نيروي دريايي بريتانيا در آب‌هاي سرزميني ايران در خليج فارس داشت.

 

چند روزي منتظر شدم تا اخبار به طور كامل پخش شود و ابعاد قضيه معلوم گردد. از قرار معلوم افراد مذكور 6 بار ديگر هم وارد آب‌هاي ايران شده بودند و اطلاعات در دستگاه GPS آنان ضبط بود.

 

تا لحظه‌ي نوشتن اين مطلب كه 9 روز از بازداشت اين افراد مي‌گذرد بارها تك تك افراد دستگير شده جلوي دوربين‌هاي تلوزيون اقدام به اعتراف كرده‌اند. اين در حالي‌ست كه دولت بريتانيا و متحدانش تاكيد مي‌كنند كه ملوانان در آب‌هاي عراق بوده‌اند و نه ايران. اما بنا بر اطلاعات موثق آنان 450 متر در داخل آب‌هاي ايران وارد شده بودند.

              

                                

 

مهمان نوازي ايراني‌ها هم كه جاي تشكر دارد. جالب تر از همه اين كه هر روز كه تصاوير جديدي از دستگير شدگان منتشر مي‌شود همه‌گي خوش‌حال و خندانند. لحظاتي پيش تصاوير 2 تن از دستگير شدگان در بخش خبري ساعت 24 شبكه‌ي خبر پخش شد كه آنان در روي نقشه محل دستگيري‌شان را نشان مي‌دادند و با لبخند از مردم ايران عذرخواهي و از ميزبانان خود تشكر مي‌كردند.

 

                          

 

حالا چند موضوع قابل بررسي‌ است و برخي حتا جنبه‌ي آموزشي دارند؛

 

1-   جناب بوش در تازه‌ترين سخنان خود ملوان دستگير شده‌ي نيروي دريايي بريتانيا را " Hostage يعني گروگان" خواند. نخست از كسي كه سخنراني ايشان را نوشته بود تشكر مي‌كنم. دستگاه ديپلماسي ايران ياد بگيرد. با يك كلمه طوفان ديپلماتيك به پا كرد. به متن خبر CNN و صداي آمريكا دقت كنيد:

 

CAMP DAVID, Maryland (CNN) -- U.S. President George W. Bush has called Iran's detention of 15 British sailors and marines "inexcusable behavior" and called for their release, referring to them as "hostages."

لينك خبر

در همين حال پرزيدنت بوش توقيف پانزده ملوان بريتانيائی توسط ايران را رفتاری غير قابل توجيه دانسته، و از آنان به عنوان گروگان ياد کرده  است. پرزيدنت  بوش گفت ملوانان بايد فورا آزاد شوند.  پرزيدنت بوش گفت ملوانان بريتانيائی هنگامی که ايران آنان را دستگير کرد در آّبهای عراق بوده‌اند.  پرزيدنت بوش گفت وی از اقدامات دولت بلر برای آزاد سازی گروگان ها جانبداری ميکند. لينك خبر

 

البته چند لحظه پيش اخبار IRINN اعلام كرد كه انگليس گفته كه واژه‌ي گروگان انتخاب شخص بوش بوده است.

 

2-      آنگلا مركل صدر اعظم آلمان امروز در سخنان خود چنين گفت:

 

"آنجلا مرکل صدر اعظم آلمان که برای یک سفر دوره ای به خاورمیانه هم اکنون در سرزمین های اشغالی به سر می برد ادعا کرد که ایران با اقدامات خود جامعه جهانی را در وضعیت التهاب نگه می دارد... رئیس دوره ای اتحادیه اروپا در سخنانی در دانشگاه عبری بیت المقدس جایی که به وی دکترای افتخاری این دانشگاه اهداء شد، درباره دستگیری ملوانان انگلیسی از سوی ایران گفت که اتحادیه اروپا در این باره با انگلیس همراه و همگام است و ما خواهان آزادی فوری این 15 ملوان هستیم."لينك خبر

 

جالب اين‌جاست كه ايران با اين كار جامعه‌ي جهاني را ملتهب كرده است. من به طور ويژه از خانم مركل عذرخواهي مي‌كنم.

 

3-   فكر مي‌كنم تا اينجا دست‌گاه ديپلماسي از برخوردهاي خود در اين مورد نمره‌ي قبولي مي‌گيرد. اما سايت بازتاب در تحليلي بي‌نام و متناقض اين‌گونه مي‌نويسد:

 

"درشرايط فعلی و با تشديد جنگ رسانه‌ای غرب علیه ایران درباره آزادی نظامیان انگلیسی ،منوط کردن حل این مشکل به عذرخواهی انگلیس، نوعی انفعال دربرابر سیاست تهاجمی طرف مقابل است."!!!!!!!!!!

 

اين جناب ظاهرن به مسائل ديپلماتيك وارد نيستند. جناب! بدان اولن كسي آزادی نظامیان انگلیسی را منوط به عذرخواهی انگلیس نكرد. و دوم اين‌كه الاغ! اگر تو از انگليس يك عذرخواهي بگيري از خيلي چيزها بالاتر است. به ادامه دقت كنيد:

 

"یک کارشناس سیاسی در گفتگو با بازتاب ضمن بیان مطلب فوق افزود: اعلام کردن لزوم عذرخواهی دولت انگلیس برای حل مشکل نظامیان دستگیرشده این کشور، نشان می‌دهد اولا مشکل و جرم این نظامیان آن قدر حاد نیست وبا یک عذرخواهی دولت انگلیس حل می‌شود و ثانیا ایران به عذرخواهی انگلیس نیازی دارد که این اندازه بر آن تاکید می‌کند"!!!!

 

و جالب‌تر اين كه زود نتيجه گيري مي‌كند كه پس اصلن جرم اين افراد مهم نيست كه ايران عذرخواهي را علم كرده. خدا را شكر كه از اين احمق‌ها در دست‌گاه ديپلماسي نيستند و تازه الان فهميدم مه ارشاد يك چيزي مي‌دانست كه بازتاب را فيلتر كرده بود. البته در لينك بقيه‌ي خبر را هم بخوانيد و لذت ببريد.

 

به نظر من ابتدا بايد به وزارت خارجه گفت كه اقايان محترم ياد بگيريد. 9 روز از دستگيري نظاميان انگليسي مي‌گذرد ولي خبر در سراسر جهان هنوز در راس است. حالا شما بفرماييد چند روز توانستيد گروگان‌گيري حقيقي 5 ايراني در عراق را در تيتر نگه داريد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ چشم آنان به ماست. چگونه مي‌توانيد آرام بخوابيد درحالي‌كه آنان 3 ماه است كه در اسارت بسر مي‌برند. باور كنيد همه‌ي مردم مي‌دانند چند روز از دستگيري نظاميان انگليسي مي‌گذرد ولي كسي نمي‌داند چنر روز است كه ايرانيان در اسارت‌اند. البته اين در حالي‌ست كه افرادي پيش‌تر نيز به گروگان گرفته شده‌اند كه كمتر كسي در ايران به ياد آن‌هاست. يادشان گرامي باد.

 

                

 

و مثل هميشه عده‌اي احمق سنگ و نارنجك دستي در سفارت انگليس انداختند. حتمن فردا هم دولت بريتانيا يادداشت اعتراض آميز دست ما مي‌دهد. تحصن درست ولي نمي‌دانم اين بچه‌بازي‌ها چيست. ضرر اين افراد از آن نظاميان انگليسي بيش‌تر است.

 

                           

 

در پايان هم به دولت قبلي كه دستگير شده‌گان را با اسكورت به انگليس فرستاده بود بايد گفت خجالت بكشيد! اگر آن موقع زهر چشم مي‌گرفتيد الآن اين‌‌طور نمي‌شد.

 

 لينك مطلب | دوشنبه سیزدهم فروردین 1386 | غدیر ‌نبی‌زاده |