منافع مليترين!
به ياد دارم زماني را كه قرار بود خودروي سمند به عرصه وارد شود و حكمن به ياد داريد كه او را افتخار ملي ميخواندند و البته همان موقع بود كه سر و صداهايي برخواسته بود كه آيا اين تكه آهنها افتخار ملياند يا شهدا.
خيلي دوست داشتم تعريفي از منافع ملي بدست آورم تا بدانم واقعن چه چيزي را ميتوان جزو منافع ملي دانست و چه چيزي را نه. اما هر چه گشتم چيز مكتوبي نيافتم، بنابر اين بر آن شدم تا از يافتههاي خودم تعريفي سر هم كنم. چنين يافتم؛ مسايلي كه بود و نبودشان بر ملت ايران تاثيرگذار است. يا به عبارتي ديگر، آنها كه بودشان موجب غرور و نبودشان باعث خدشهدار شدن غرور ملت ايران است.
اگر چند دقيقهاي هم بيانديشيد حتمن به راحتي ميتوانيد مثالهايي از منافع ملي را از نظر بگذرانيد. به عنوان مثال بايد تيم ملي فوتبال اميد را جزو منافع و افتخارات ملي خود بدانيم چرا كه تحريم ايران از سوي فيفا به غرور ملت ايران صدمه زد. به تبع آن، سيل نامهها بود كه به كنفدراسيون فوتبال آسيا رسيد. وزارت امور خارجه هم خيلي كمك كرد. هر كسي كه دستي بر آتش داشت تلاشي كرد تا سرانجام ان تحريم ملقا شد. هميشه تيمهاي ملي فوتبال براي ما منافع مليترين بودهاند چرا كه آنان را بر همه چيز ترجيح داده ايم.
اما هميشه استثناهايي هم وجود دارند. جالبتر آنكه با وجود تاكيد فراوان بازهم به فراموشي سپرده ميشوند. افسوس كه انسانها در اينجا نه منافع مليتر كه حتا منافع ملي هم نسيتند. آنهم نه هر انساني بلكه ديپلماتهاي كشور ما.
***
روز 19 بهمن 1385 است. در سالروز تاريخي بيعت نيروي هوايي با امام خميني در حسينيهي امام خميني. اينبار رهبر سخن ميگويد. بحبوحهي حمله به ايران است. به هر رسانهاي كه توجه ميكنيد از حمله به ايران ميشنويد، در سخنان رهبر هم همينطور:
***

قبل از اين سخنراني 5 نفر از ديپلماتهاي ايراني را در اربيل عراق به اسارت گرفتند. حدود بيست و پنج سال پيش نيز چهار نفر از ديپلماتهاي ايراني را در لبنان به اسارت گرفتند اما از سرنوشت هيچيك از آنان خبري در دست نيست. حتا صليب سرخ نيز هيچ نميداند. مگر اينها ايراني نبودند؟ مگر در حال خدمت اسير نشدند؟ منافع مليترين پيشكش، پس چرا حتا جزو منافع ملي هم نيستند؟ مگر نه اين كه رهبر گفته كه هرگونه تعرضي را بيپاسخ نبايد گذاشت و منافع متجاوزين در سرار جهان مورد هجوم قرار خواهد گرفت. پس كو؟ آيا اگر شما هم 5 نفر از آنان را در اختيار داشتيد و به صورت نامعلوم در اسارت خود نگه ميداشتيد آيا كسي جرات ميكرد چنين كند؟ نگوييد كه قدرتش را نداريد. از كشوري كه وزير اطلاعاتش براي انجام ماموريت شخصن وارد عمل ميشود، به دور است چنين چيزي. پس چرا دست به كار نميشويد؟ مگر اينها منافع ملي نيستند؟ مگر جلال شرفي جزو منافع ملي نبود؟ ببينيد چه بلايي سرش آوردند ولي شما با انگليسيها چه كرديد؟ با چه رويي توانستيد در چشم او نگاه كنيد درحاليكه چند ساعت پيش از استقبال از او متجاوزين انگليسي را با ساز و دهل ديپلماتيك بدرقه كرديد؟ از شرفي كه گذشت، به آنها كه بيش از 3 ماه در اسارت به سر ميبرند يا به حاج احمد متوسليان وهمراهانش اگر روزي برگردند چه خواهيد گفت؟ به نظر شما آنها به ما نخواهند گفت كه «آيا ما به اندازهي فوتبال اين مملكت ارزش نداشتيم؟» دعا كنيد كه آنها زنده نباشند.
لينك مطلب | جمعه سی و یکم فروردین 1386 | غدیر نبیزاده |









