گفتــــــمان وبلاگـــــي
اولین باری که دست به قلم شدم، هیچوقت فکر نمیکردم روزی نتوانم بدون نوشتن روزگار بگذرانم. ابتدا خیلی سخت بود و همیشه به آن استادی که ما را مجبور به نوشتن میکرد و از آن بدتر وادارمان میکرد که آن را جلوی کلاس، برای همه بخوانیم، بد و بیراه میگفتیم. اما چندی نگذشت که نوشتن بخش جدانشدنی زندگی من شد. از آن روزها بیش از 4 سال میگذرد.
سه سال است که به جمع وبلاگ نویسها پیوستم که از این مدت یکسال آنرا در اینجا روزگار گذراندم. روز ششم خرداد 1385 اولین یادداشت این وبلاگ را نوشتم. چند روز پيش بود كه داشتم وبلاگ آش ايروني را ميخواندم. مطلبش در مورد وبلاگنويسي بود. در همين حين بود كه ياد وبلاگ خودم افتادم. ميخواستم تولدي براي يك سالگياش بگيرم اما دير شده بود. با چند روز تاخير اين كار را ميكنم.
بايد اعتراف كنم كه در حوزهی نوشتن من چندین عامل موثر بودند که یکی از مهمترین آنها پس از علاقهی خودم و شغلی که پیشتر در آن فعالیت داشتم، گذراندن واحدی با نام «تجزیه و تحلیل کلام» در حضور دکتر حمید مرعشیزاده بود که روحی تازه به زندگی و دیدگاه من بخشید.
از آن گذشته آشنایی با برخی دوستان فعال در این حوزه و تبادل اطلاعات و نظرات، مشوقهای دیگری برای من بودند. همچنین حضور افرادی با نظرات مخالف و گاه توهین، افترا و تهدید، راهی نو برای تحمل مخالف در عرصهی نویسندگی است.
به علاوه لازم میدانم که به چند نکته اشاره کنم. در قسمت پیوند وبلاگها، از وبلاگهایی که نوشتههای سنگین و منطقی و از نظر خودم دوستداشتنی داشته باشند، جدای از موضع سیاسی اسم میآورم و ترتیب قرارگیری آنها ارتباطی به درجهي اهمیت آنها ندارد. مضاف بر این تلاش کردم تا این سال جدید را با محیطی جالبتر و زیباتر و با امکاناتی بیشتر برای راحتی خودم و خوانندگان عزیز تجربه کنم. همچنین در قمست نظرات، به جز نظراتی که شامل توهین و سخنان رکیک باشند، بقيه را تائید میکنم. و البته نظراتی که هیچ ربطی به هیچ جایی ندارند و به ویژه آنها که خواهان سر زدن به وبلاگشان هستند –به جز دوستاني كه بيصبرانه منتظر بهروز كردنشان هستم- خیلی آزارم میدهند. در ضمن اگر سوالی داشته باشید در قسمت نظرات و يا پست الكترونيك پاسخ خواهم داد.
نكتهي ديگري كه توضيح آنرا ضروري ميدانم «گفتمان وبلاگي» است كه براي من فارغ از مهمترين اتفاق در عرصهي وبلاگنويسي، يكي از مهمترين مسائل در زندگي روزمره است. پيش از وبلاگنويسي خيلي دوست داشتم در روزنامهها مطلب بنويسم اما بلافاصله با حضور در عرصهي وبلاگ، اين علاقه فروكش كرد نه به خاطر آنكه خسته شده بودم، بلكه به اين خاطر كه گفتمان وبلاگي مرا آنچنان تربيت كرده بود. عرصهي وبلاگنويسي ميدان نوشتن بدور از دخل و تصرفهاي شخصي و گروهي و حزبي و حكومتي و در مقابل جايگاه تبادل افكار در فضايي برابر است. كسي كه به چنين گفتماني خو كند ويژگيهايي پيدا ميكند كه ديگر زير بار بسياري از مدلهاي نوشتن نميرود. به نظرم در اين دوره از زمان كه بسياري از رسانهها به رسالت خود عمل نميكنند، وبلاگنويسي به عرصهاي به مراتب مهمتر از آنچيزي كه انديشيده ميشد بدل شده است.
و اکنون که به یاری خدا یک سال از حضورم در این خانهی جدید میگذرد مصممتر از همیشه به پیمودن این راه، دست یاری به سمت دوستان عزیزم دراز میکنم و از همهی آنان تقاضای همکاری در این مسیر را دارم و از نقدهای منصفانه و حتی غیر منصفانه استقبال میکنم. امید است که به یاری هم در راه به ثمر رسیدن گفتماني نو که همان گفتمان وبلاگیست موفق باشیم.
لينك مطلب | پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386 | غدیر نبیزاده |







