تبليغاتX
Foreign Policy Review

خبرنـــــگار

معمولاً در تمامی مباحث علوم انسانی یک بحث جدی وجود دارد که آن ارائه‌ی تعریفی مناسب از مساله‌ی مورد نظر است. مثلاً در ادبیات هنوز و در طی سالیان متمادی هنوز تعریف جامعی برای ادبیات و رشته‌های مختلف آن از جمله طنز، نمایش و ... ارائه نشده است. البته وضعیت بقیه‌ی علوم انسانی به‌تر از این نیست. همه کم و بیش همین وضعیت را دارند.

چند روز پیش روز خبرنگار بود. باور کنید هنوز در مورد این‌که چه کسی را می‌توان خبرنگار خطاب کرد مباحث جدی وجود دارد. گرچه همیشه در تمامی علوم تعاریف و باورهای تجویزی و توصیفی شکل می‌گیرند اما حوزه‌ی دنیای توصیف بسیار فراتر حوزه‌ی تجویز است چون «چیزی که عیان است، چه حاجت به بیان است؟»

حالا با توجه به عکس پایین به نظر شما خبرنگار کیست؟

          حضور مردم در محل انتقال لاشه نهنگ در ساحل بندر عباس توسط بلدوزر

همچنین گزارش من با نام «سازمان شفافیت بین‌المللی گزارش داد: آخرین وضعیت فساد اقتصادی در کشورهای مختلف» را نیز می‌توانید در سایت اقتصاد پنهان بخوانید.

 لينك مطلب | دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386 | غدیر ‌نبی‌زاده |      


داستان امريكا و عراق

از ماه مارس 2003 امريكا در عراق حضور فعال دارد. اولين بهانه براي حضور آن‌ها سلاح‌هاي كشتار جمعي بود و با مشخص شدن اين‌كه هيچ سلاح كشتار جمعي‌اي در عرق وجود ندارد و دو ماه پيش از سوي سر بازرس سازمان ملل نيز چنين چيزي تائيد شد اكنون بر كسي پوشيده نيست كه آن‌ها براي منابع انرژي منطقه كيسه‌اي گشاد دوخته‌اند و اين البته آن‌چيزي است كه گاه و بي‌گاه از زبان خود‌ آن‌ها به بيرون درز مي‌كند. و البته يكي از اهداف ناگفته‌ي آن‌ها طرح خاورميانه‌ي جديد بود كه به آن اشاره كردم.

 

در طول 4 سال حضور امريكا در قلب خاورميانه‌، هزينه‌هاي زيادي از جيب ماليات دهند‌گان امريكايي صرف شد و كشته‌ و مجروحين زيادي برجاي ماندند و اين البته بدون احتساب آمار ساير كشورهاي حاضر و  بيماران روحي است.

 

سيندي شيهان مادر يكي از كشته شد‌گان امريكايي حدود دوسالي رهبري جريان ضد جنگ در امريكا را برعهده داشت. در جاهاي مختلف سخن‌راني مي‌كرد و چادري نيز در اطراف كاخ سفيد به پا داشته‌ بودكه در آن بسر مي‌برد. اما او نيز چند ماه پيش بالاخره خسته شد و دست كشيد. و اين به روشني نشان دهنده‌ي آزادي بيان امريكايي بود. تا وقتي كه امريكا بداند كسي كه سخن مي‌گويد ضرري به حال‌اش ندارد، بلندگو هم به او مي‌دهد كه بلندتر داد بزند كه سيندي شيهان نمونه‌ي بارز اين سبك از اعتراض بود و رسانه‌هاي غربي نيز مدام كارهاي او را پوشش مي‌دادند.

 

اما اكنون كه جنگ در عراق به گفته‌ي بوش به پايان رسيده و امريكا كه خود را پليس جهان و پدر بزرگ عراقي‌ها مي‌داند هنوز قصد خروج ندارد و آن را به حضور كامل دموكراسي در اين كشور موكول كرده است، روز به روز عراق را براي حضور خود آماده‌تر مي‌كند. طبق آمار رسمي بيش از صد هزار پيمان‌كار اعم از كارهاي بهداشتي، نظامي، امنيتي، نفتي و غيره در عراق حضور دارند و اين به خوبي نشان‌دهنده‌ي علاقه‌ي حضور امريكا در عراق است. او كه تا كنون بيش از 600 ميليارد دلار در عراق هزينه كرده و به گفته‌ي خودش 3651 تن از نيروهاي‌اش تلف شده‌اند هر روز بهانه‌اي جديد براي حضور در عراق پيدا مي‌كند كه شايد به زودي مردم عراق را قافيه تنگ آيد و مجبور به مهاجرت شوند. آنان امروز مي‌گويند كه ما فلان قدر كشته داده‌ايم، حالا چرا بايد از عراق خارج شويم؟؟؟؟؟؟؟ انگار كه جامعه‌ي جهاني از آنان خواهش كرد كه بفرمائيد و حكومت صدام را ساقط كنيد! هيچ‌گاه صحنه‌هاي حضور كالين پاول در سازمان ملل را از ياد نمي‌برم كه تلاش مي‌كرد با جفنگ‌گويي‌هاي‌اش نظر شوراي امنيت را براي حمله به عراق جلب كند اما چنين نشد. ولي امريكا پررو تر از اين حرف‌ها بود.

 

در ميان آمار به نكات جالبي مي‌توان رسيد. از ميان آن 3651 نفري كه مقامات امريكايي تا كنون تائيد كرده‌اند، 18 درصد به دلايلي غير خصومت آميز كشته شده‌اند. يعني حدود يك پنجم آنان يا خودكشي كرده‌اند و يا يك‌ديگر را هدف قرار داده‌اند و يا به هر دليل ديگري جز هدف قرار گرفتن توسط دشمن كشته‌شده‌اند.

 

       

   

 

آمار كامل را مي توانيد در اين پيوندها بخوانيد و جداول مربوط به آن را ببينيد. البته اين آمار به جز كشته و مجروح و بي‌خانمان شدگان عراقي است.

 

پيوند 1

پيوند 2

پيوند 3

پيوند 4

 

به نظر شما اين‌ها نشان‌ دهنده‌ي چيست؟

 لينك مطلب | شنبه بیستم مرداد 1386 | غدیر ‌نبی‌زاده |      


اتحاديه‌ي اروپايي يا اتحاديه‌ي اروپا!

يكي از علايق من بررسي گفتمان افراد است. بسياري از اوقات در مواجهه با افراد مختلف محو سخن گفتن آن‌ها مي‌شوم. نه از اين بابت كه خوب سخن مي‌گويند، حتي ممكن است كاملاً آشفته و نازيبا حرف بزنند اما در كل جالب سخن مي‌گويند. جالب از اين جهت كه سوژه‌اي به دستم مي‌دهند تا روي آن مانور كنم. در ادامه بايد ذكر كنم يكي از مواردي كه خيلي به آن حساسم و گاهي اوقات به خاطرش حرص مي‌خورم شيوه يا روش نوشتار و يا گفتار صحيح فارسي است. متاسفانه از اين امر غافليم و فوق‌العاده به آن بي‌توجه. با اين مقدمه يادداشت امروز راشروع مي‌كنم.

 

دو، سه روز پيش طبق معمول كه به اخبار از شبكه‌ي خبر نگاه مي‌كردم به دو نكته‌ي متناقض بر خوردم. در اخبار علمي آن‌قدر سخت گرفته بودند كه نگو و نپرس. اما در عوض در اخبار ورزشي از ساده ترين اصول اوليه‌ي در نگارش خبر خبري نبود. ضرب‌المثلي در ذهن تداعي مي‌شود كه مي‌گويد؛ نه به اين شوري شور نه به آن بي‌نمكي!

 

در اخبار علمي دو سفينه‌ي Opprtunity و Spirit، در يك اقدام تعجب برانگيز فرصت و روح اعلام شدند. اما در خبر ورزشي كه چند دقيقه بعد روي آنتن رفت مجري محترم به حضور ايران در سيد (Seed) اول براي بازي‌هاي جام جهاني اشاره كرد. خدا مي‌داند نويسندگان، دبيرها و سردبيرهاي محترم شبكه‌ي خبر چه مي‌كنند. يعني هنوز نمي‌دانند كه اسامي ترجمه نمي‌شوند؟! و در آن‌سو در خبر ورزشي يك واژه‌ي معمولي انگليسي بدون تغيير در خبرها مطرح شد و بارها و بارها از شبكه‌هاي مختلف روي آنتن رفت و در نشريات منتشر شد.

 

البته اين اولين باري نيست كه اين اتفاق مي‌افتد و اشتباهات مصطلح‌تري نيز هستند كه هميشه به همان صورت خوانده مي‌شوند و كسي نمي‌پرسد كه چرا؟ يكي از اين موارد عبارت «اتحاديه‌ي اروپايي» است. شبي خوابيديم و صبح از خواب بيدار شديم و اتحاديه‌ي اروپا به اتحاديه‌ي اروپايي تبديل شد. حال اين را بايد به حساب سواد بالاي دوستان نويسنده گذاشت يا بي‌سوادي آن‌ها.

 

اين عبارت معادل European Union در زبان انگليسي خوانده مي‌شود كه در حقيقت چنين نيست. در زبان انگليسي بر خلاف فارسي ابتدا صفت و سپس اسم ذكر مي‌شود. پس در اين عبارت Union اسم و European صفتي است كه از اسم Europe ساخته شده است. اين‌كه در زبان انگليسي كلمه‌ي Europe براي تبديل شدن به صفت نياز به يك پسوند دارد به اين معني نيست كه در فارسي نيز چنين رخدادي بايد تكرار شود. اروپا هم اسم است و هم صفت و اين روساخت نسبت به مدل عبارت و يا جمله تغيير مي‌كند. بنابراين شكل صحيح اين عبارت «اتحاديه‌ي اروپا» است و نه «اتحاديه‌ي اروپايي». البته اگر اتحاديه‌ي اروپا بگوييم مشكل ما با او حل نمي‌شود و به قول معروف صابوني كه با سين نوشته شود هم كف مي‌كند اما قوانين نوشتار كجا مي‌روند.

 

                       

 

فرهنگستان زبان و ادب فارسي در تارنماي خود مجموعه‌اي از قوانين نگارش را جهت اطلاع عموم قرار داده و از كساني كه به نوعي با فرهنگستان ارتباط برقرار مي‌كنند به شدت استقبال مي‌كند. فكر مي‌كنم خوب است پيش از نوشتار كمي از قوانين آن مطلع باشيم تا چنين قوانين مزخرفي را وارد زبان زيباي فارسي نكنيم.  

 لينك مطلب | دوشنبه پانزدهم مرداد 1386 | غدیر ‌نبی‌زاده |      


طرح «امريكاي جديد»

در يكي دو هفته‌ي اخير خيلي گرفتار بودم. اين بود كه خيلي وقت نكردم يادداشت‌هاي جديد بنويسم. اميدوارم كه از هفته‌ي بعد همه چيز به حالت اول برگردد.

 

شايد با خواندن عنوان اين يادداشت زنگي در ذهن‌تان به صدا در آمده باشد. البته ممكن هم هست كه جدي نگرفته و يا اصلاً نگاهي ‌به آن نيانداخته باشيد. از شما مي‌خواهم در هر صورت بار ديگر به عنوان دقت كنيد.

 

در سا‌ل‌هاي اخير ايالات متحده طرحي با نام «خاورميانه‌ي جديد» را در دستور كار خود قرار داد. اين اولين نسخه‌اي نبود كه براي منطقه‌اي كه آنان خاورميانه‌اش مي‌خوانند نوشته مي‌شد و مطمئناً آخرين آن نيز نخواهد بود. سال گذشته در همين روزها بود كه حزب‌الله لبنان انعكاس صداي رايس و همفكران‌اش را در آن طرح صلح پيش‌نهادي به سازمان ملل و پذيرش اجباري آن از سوي رژيم اشغال‌گر صهيونيستي به گوش امريكا رساند و خواب خاورميانه‌ي جديد را بي‌تعبير گذاشت. البته ناگفته نماند كه امريكا بارها و بارها طرح‌هاي خود را از نو بازسازي مي‌كند و در سراسر جهان به اجرا مي‌گذارد.

 

در منطقه‌ي خاورميانه كشورهاي زيادي برده‌ي امريكا هستند و بودجه‌اي ساليانه از امريكا مي‌گيرند كه حكم حق‌السكوت دارد و حتي كتاب‌هاي درسي‌شان را با نظر او تطبيق مي‌دهند تا جيره و مواجب‌شان سر موقع برسد كه جزو كشورهاي مدرن، دموكرات و متمدن خاورميانه به شمار روند با تمدني كه شايد عمق آن به بيش از صد سال نرسد. علامت تمدن در اين سرزمين‌ها خريدن خانه توسط ديويد بك‌هام است نه ديني كه روزي از آن سرزمين جوشيده و اكنون قلب‌هاي يك‌ششم جمعيت اين سياره را با خود هم‌راه كرده است.

 

اما اين تمام ماجرا نيست. امريكا خود خوب مي‌داند كه چه كشوري در منطقه بار سايرين را نيز به دوش مي‌كشد و طرح‌‌هاي رنگارنگ خاورميانه‌اي صادر شده از هزاران كيلومتر آن‌سوتر را  پس مي‌زند. من خودم در نوشته‌هايم بارها اشاره كردم و البته بر كسي پوشيده نيست كه به تحقيق و تلاش گروهي در مملكت ما در بعد كلان اهميتي داده نمی‌شود اما نكته‌ي مهم اين‌جاست كه جوانان محقق و تلاش‌گر ما منتظر نمي‌مانند تا حتماً كسي آنان را جدي بگيرد و سپس به تحقيق بنشينند. هم‌چنين بايد به ياد داشته باشيم و به ياد داشته باشند در زماني كه بيش از 60 كشور جهان در جنگي نابرابر بر ضد ما ايستادند اين قدرت ارتش و نيروهاي منظم نظامي نبود كه آنان را به عقب راند بل‌كه قدرت تك ستاره‌هاي جواني هم‌چون حاج احمد متوسليان و محمد ابراهيم همت و بسياري ديگر بود كه با خوش بيني هنوز سه دهه از عمرشان سپري نشده بود. امروز هم همين اتفاق قرار است رخ دهد وكسي منتظر نمي‌ماند تا رقعي بر تحقيق او نهند و بودجه‌اي كلان به او براي اجراي تصميمش بسپارند.

 

بايد بگويم كه امروزه جوانان اين سرزمين طرح «امريكاي جديد» را در دستور کار قرار داده‌اند و حداكثر تا آغاز قرن آتي آن‌را در چهار طرح بيست و پنج ساله به اجرا خواهند گذاشت و جوابي در خور به اقدامات بي‌پاسخ‌ مانده‌ي غربيان پرتوقع خواهند داد. براي ما دنيا، دنياي تلافي نيست اما اگر امريكا فكر مي‌كند كه كارهاي او بي‌حواب خواهد ماند و ما سكوت مي‌كنيم و منتظر مي‌مانيم تا او تک‌تک استراتژي‌هاي خود را در صحنه‌ي تاتر خاورميانه به اجرا در آورد سخت در اشتباه است.

 

طرح «امريكاي جديد» در مقابل طرح «خاورميانه‌ي جديد» به اجرا گذاشته شده و هدف در آن نه تنها امريكا بل‌كه كشورهاي امريكايي و به گويش مصطلح آن غرب است. غربي كه سال‌هاست خود را ابرقدرت بي‌جون و چراي جهان مي‌بيند و تصور مي‌كند كه با اين همه ظلم وستم آينده‌اي به‌تر از حال در انتظار اوست. كشورهايي كه به طور مستقيم در ظلم‌هاي غرب دست دارند و كشورهايي كه با حمايت‌هاي مالي و يا معنوي پشتيبان آنان هستند جزو كشورهاي هدف در اين طرح محسوب مي‌شوند.

 

و چند جمله براي آنان كه شايد با قهقهه يا نيش‌خندي از كنار اين سخنان بگذرند: فقط به خاطر داشته باشيد روزي كه بلوك شرق از هم فروپاشيد كسي انتظار آن را نداشت. به خواست خدا باز هم اين اتفاق رخ خواهد داد اما اين‌بار به گونه‌اي ديگر.

 

اين‌هم نقشه‌اي از طرح به اصطلاح «خاورميانه‌ي جديد»؛

 

توضيحات: كشورهاي مشخص شده با رنگ سياه بر قلمرو خود خواهند افزود.

               كشورهاي مشخص شده با رنگ خاكستري بدون تغيير باقي خواهند ماند.

               كشورهاي مشخص شده با رنگ قرمز بخشي از قلمرو خود را از دست خواهند داد.

 

                                      نقشه طرح خاورميانه جديد

 لينك مطلب | دوشنبه هشتم مرداد 1386 | غدیر ‌نبی‌زاده |