در يكي دو هفتهي اخير خيلي گرفتار بودم. اين بود كه خيلي وقت نكردم يادداشتهاي جديد بنويسم. اميدوارم كه از هفتهي بعد همه چيز به حالت اول برگردد.
شايد با خواندن عنوان اين يادداشت زنگي در ذهنتان به صدا در آمده باشد. البته ممكن هم هست كه جدي نگرفته و يا اصلاً نگاهي به آن نيانداخته باشيد. از شما ميخواهم در هر صورت بار ديگر به عنوان دقت كنيد.
در سالهاي اخير ايالات متحده طرحي با نام «خاورميانهي جديد» را در دستور كار خود قرار داد. اين اولين نسخهاي نبود كه براي منطقهاي كه آنان خاورميانهاش ميخوانند نوشته ميشد و مطمئناً آخرين آن نيز نخواهد بود. سال گذشته در همين روزها بود كه حزبالله لبنان انعكاس صداي رايس و همفكراناش را در آن طرح صلح پيشنهادي به سازمان ملل و پذيرش اجباري آن از سوي رژيم اشغالگر صهيونيستي به گوش امريكا رساند و خواب خاورميانهي جديد را بيتعبير گذاشت. البته ناگفته نماند كه امريكا بارها و بارها طرحهاي خود را از نو بازسازي ميكند و در سراسر جهان به اجرا ميگذارد.
در منطقهي خاورميانه كشورهاي زيادي بردهي امريكا هستند و بودجهاي ساليانه از امريكا ميگيرند كه حكم حقالسكوت دارد و حتي كتابهاي درسيشان را با نظر او تطبيق ميدهند تا جيره و مواجبشان سر موقع برسد كه جزو كشورهاي مدرن، دموكرات و متمدن خاورميانه به شمار روند با تمدني كه شايد عمق آن به بيش از صد سال نرسد. علامت تمدن در اين سرزمينها خريدن خانه توسط ديويد بكهام است نه ديني كه روزي از آن سرزمين جوشيده و اكنون قلبهاي يكششم جمعيت اين سياره را با خود همراه كرده است.
اما اين تمام ماجرا نيست. امريكا خود خوب ميداند كه چه كشوري در منطقه بار سايرين را نيز به دوش ميكشد و طرحهاي رنگارنگ خاورميانهاي صادر شده از هزاران كيلومتر آنسوتر را پس ميزند. من خودم در نوشتههايم بارها اشاره كردم و البته بر كسي پوشيده نيست كه به تحقيق و تلاش گروهي در مملكت ما در بعد كلان اهميتي داده نمیشود اما نكتهي مهم اينجاست كه جوانان محقق و تلاشگر ما منتظر نميمانند تا حتماً كسي آنان را جدي بگيرد و سپس به تحقيق بنشينند. همچنين بايد به ياد داشته باشيم و به ياد داشته باشند در زماني كه بيش از 60 كشور جهان در جنگي نابرابر بر ضد ما ايستادند اين قدرت ارتش و نيروهاي منظم نظامي نبود كه آنان را به عقب راند بلكه قدرت تك ستارههاي جواني همچون حاج احمد متوسليان و محمد ابراهيم همت و بسياري ديگر بود كه با خوش بيني هنوز سه دهه از عمرشان سپري نشده بود. امروز هم همين اتفاق قرار است رخ دهد وكسي منتظر نميماند تا رقعي بر تحقيق او نهند و بودجهاي كلان به او براي اجراي تصميمش بسپارند.
بايد بگويم كه امروزه جوانان اين سرزمين طرح «امريكاي جديد» را در دستور کار قرار دادهاند و حداكثر تا آغاز قرن آتي آنرا در چهار طرح بيست و پنج ساله به اجرا خواهند گذاشت و جوابي در خور به اقدامات بيپاسخ ماندهي غربيان پرتوقع خواهند داد. براي ما دنيا، دنياي تلافي نيست اما اگر امريكا فكر ميكند كه كارهاي او بيحواب خواهد ماند و ما سكوت ميكنيم و منتظر ميمانيم تا او تکتک استراتژيهاي خود را در صحنهي تاتر خاورميانه به اجرا در آورد سخت در اشتباه است.
طرح «امريكاي جديد» در مقابل طرح «خاورميانهي جديد» به اجرا گذاشته شده و هدف در آن نه تنها امريكا بلكه كشورهاي امريكايي و به گويش مصطلح آن غرب است. غربي كه سالهاست خود را ابرقدرت بيجون و چراي جهان ميبيند و تصور ميكند كه با اين همه ظلم وستم آيندهاي بهتر از حال در انتظار اوست. كشورهايي كه به طور مستقيم در ظلمهاي غرب دست دارند و كشورهايي كه با حمايتهاي مالي و يا معنوي پشتيبان آنان هستند جزو كشورهاي هدف در اين طرح محسوب ميشوند.
و چند جمله براي آنان كه شايد با قهقهه يا نيشخندي از كنار اين سخنان بگذرند: فقط به خاطر داشته باشيد روزي كه بلوك شرق از هم فروپاشيد كسي انتظار آن را نداشت. به خواست خدا باز هم اين اتفاق رخ خواهد داد اما اينبار به گونهاي ديگر.
اينهم نقشهاي از طرح به اصطلاح «خاورميانهي جديد»؛
توضيحات: كشورهاي مشخص شده با رنگ سياه بر قلمرو خود خواهند افزود.
كشورهاي مشخص شده با رنگ خاكستري بدون تغيير باقي خواهند ماند.
كشورهاي مشخص شده با رنگ قرمز بخشي از قلمرو خود را از دست خواهند داد.
