تبليغاتX
Foreign Policy Review

برداشتی آزاد از واقعه‌ روزول (Roswell)

در هیجدهم ژوئیه سال 1947 چندین منبع موثق ادعا کردند که یک جسم پرنده‌ با پنج سرنشین عجیب و غریب فضایی، درست در منطقه‌ روزولِ شهر نیومکزیکو در یک دامداری که گاو و گوسفند پرورش می‌داد سقوط کرد. این حادثه‌ بسیار مشهور است و اطلاعات زیادی راجع به آن در وب‌گاه‌ها وجود دارد.

اما مساله‌ای که ممکن است تا کنون چیزی در مورد آن گفته نشده باشد این است که . . .

 

             هشت موجود عجیب


ادامه مطلب

 لينك مطلب | سه شنبه شانزدهم بهمن 1386 | غدیر ‌نبی‌زاده |      


ورود «خلیج عربی» به نقشه‌های گوگل

دیده شده که «گوگل ارت (Google Earth) » در تازه‌ترین نسخه‌ي خود، عبارت «خلیج عربی» را در کنار نام «خلیج فارس» اضافه کرده است. در تصاویر ماهواره‌ای «گوگل ارت»، پیش‌تر تنها عنوان «خلیج فارس» به کار برده می‌شد ولی در زمان بزرگ‌نمایی تصویر منطقه، گهگاه این عبارت به «خلیج» تغییر پیدا می‌کرد.

تصویر خلیج فارس                        


ادامه مطلب

 لينك مطلب | جمعه دوازدهم بهمن 1386 | غدیر ‌نبی‌زاده |      


کجایند دولت‌های عرب؟

                                 سکوت اعراب         

اگر حتی برای مدت کوتاهی اخبار را دنبال کرده باشید حتماً عبارت «اعراب و مسلمانان» به گوش‌تان خورده است. «اعراب» جمع واژه‌ عرب و «مسلمانان» هم جمع واژه مسلمان است. این عبارت حالم را به هم می‌زند. عموماً ایرانی‌ها از اعراب متنفرند. من هم همین‌طور. مسلماً این تنفر از اسلام نیست بلکه از خلق و خوی وحشیانه‌ و بی‌غیرتی اعراب است. ایرانیان به خوبی آن را گرفتند و این را واگذاردند.

وقتی در یک نقطه از جهان منافع غربی‌ها به خطر می‌افتد دیگر برای‌شان فرقی نمی‌کند که زبان‌شان انگلیسی‌ است، آلمانی، فرانسوی یا اسپانیایی یا .....، همه به کمک می‌شتابند و همانند الواتی که به دفاع از رفقای خود در هر کوی و برزن بدون این‌که بدانند حق با کدام طرف ماجرا است وارد می‌شوند...


ادامه مطلب

 لينك مطلب | پنجشنبه یازدهم بهمن 1386 | غدیر ‌نبی‌زاده |      


با غزه همدردی نکنید!

                                      محمد ابوتریکا

در اخبار شنیدید که محمد ابوتریکا هافبک تیم فوتبال مصر پس از به ثمر رساندن گل در دیدار با تیم سودان در جام ملتهای افریقا با بالا زدن پیراهن خود شعار «با مردم غزه همدردی کنید» را -که روی پیراهن زیرین وی به زبان عربی و انگلیسی نوشته بود- به نمایش گذاشت. او این پیام را به دلیل محاصره ده روزه غزه توسط رژیم اشغال‌گر فلسطین و سکوت کلیه مجامع بین‌المللی روی پیراهن زیرینش نوشته بود و نشان داد. 

البته طبق قوانین فیفا نوشتن هرگونه پیام تبلیغاتی، سیاسی و مذهبی بر روی پیراهن زیرین غیر قانونی و مستوجب دریافت کارت زرد است. این بازیکن نیز بر طبق همین قانون کارت زردی دریافت کرد.

جالب اینجاست که یکی از مسئولین مرعوب کنفدراسیون فوتبال افریقا با ارسال نامه‌ای شدید‌الحن به محمد ابوتریکا اخطار داد.

چنین حرکتی توسط بازیکنان مختلف در سراسر جهان انجام می‌شود و طبق قوانین جریمه می شوند اما جالب این‌جاست که نامه‌ اخطار شدید‌الحنی هم به وی ارسال شده که دیگر چنین خطایی از وی سر نزند.

به نظر نمی‌رسد که چنین موردی جز به خود بازیکن و تیم متبوعش به شخص یا نهاد خاصی ارتباط داشته باشد. آن‌چه از فیفا و کنفدراسیون‌های متبوعش انتظار می‌رود اجرای دقیق  قانون است و چنین اخطاریه‌هایی هیچ جایگاهی ندارد. اگر این کار بار دیگر  در هر کجایی انجام شود باز هم مستوجب کارت زرد و متعاقب آن قرمز است و چنین اخطاریه‌هایی هیچ جایگاهی ندارند.

البته چنین حرکتی از سوی فیفا به خوبی نشان دهنده‌ حضور قدرتمند صهیونیست‌ها و طرف‌داران آن‌ها در فیفا است که درخواست چنین اقدامات فراقانونی از سوی یک سازمان قانونی مطرح می‌شود.

 لينك مطلب | دوشنبه هشتم بهمن 1386 | غدیر ‌نبی‌زاده |      


هیلاری کلینتون و خدا

                                            هیلاری کلینتون

در حکایات آمده است روزی بیل کلینتون، هیلاری کلینتون و اَل گور در یک صانحه‌ی هوایی کشته شدند. نزد خدا رفتند. خداوند بر روی سریر سفید عظیم نشسته بود.

ابتدا خداوند از اَل گور پرسید: «اَل، تو به چه چیزی اعتقاد داری؟»

اَل گور پاسخ داد:«خب، من معتقدم که موتور احتراق شیطان است و ما باید جهان را از كلروفلورو كربن‌ها حفظ کنیم و  اگر از فریون استفاده شود، تمام زمین تبدیل به یک گلخانه می‌شود و همه‌ی ما می‌میریم».

خداوند لحظه‌ای تامل می‌کند و  می‌گوید: «خب، من می‌توانم با چنین تفکری زندگی کنم. بیا و سمت چپ من بنشین».

سپس خداوند به بیل کلینتون گفت: «بیل، تو به چه چیزی معتقدی؟»

بیل پاسخ داد: «خب، من معتقد به واگذاری قدرت به مردم هستم. فکر می‌کنم که مردم باید بتوانند در موردِ مسائل مختلف، خودشان انتخاب کنند و هیچ کسی نباید کسی را واردار به انجام کاری کند. همچنین به درک دردِ مردم نیز اعتقاد دارم».

خداوند لحظه‌ای تامل کرد و گفت: «خب، این خوب است. بیا و سمت راست من بنشین».

سپس خداوند هیلاری کلینتون را خطاب قرار داد و پرسید: «هیلاری، تو به چه چیزی معتقدی؟»

هیلاری جواب داد: «فکر می‌کنم شما روی صندلی من نشسته‌اید!»

منبع: About.com

 لينك مطلب | یکشنبه هفتم بهمن 1386 | غدیر ‌نبی‌زاده |      


ابر دروغ‌گو

دو سازمان غیرانتفاعی روزنامه‌نگاری در گزارشی به تنظیم آمار «اظهارات غلط» دولت بوش درباره عراق اشاره کردند. بر اساس این گزارش که توسط مرکز یکپارچگی عمومی و صندوق استقلال در روزنامه نگاری تهیه شده جورج بوش رییس جمهوری آمریکا و مشاوران ارشد او در دو سال پس از حادثه یازده سپتامبر 935 بار درباره خطر امنیتی عراق اظهار نظر غلط کرده اند.

 

     کالین پاول        جرج بوش

 

نویسندگان این گزارش که تحقیق‌‌شان را بر اساس متن رسمی سخنرانی‌ها و یا مطالب آمده در رسانه‌ها انجام داده‌اند، کالین پاول وزیر خارجه وقت آمریکا را با 254 اظهار نظر غلط درباره ‌سلاح‌های کشتار جمعی و ارتباط عراق و القاعده در صدر این فهرست قرار داده اند.

نویسندگان این گزارش معتقدند دولت آمریکا مقدمه چینی برای رفتن به جنگ علیه حکومت صدام حسین را بر اساس تبلیغات و اطلاعات غلط انجام داده است.

دیک چینی معاون رییس جمهوری، کالین پاول وزیر امور خارجه آمریکا، جورج بوش رییس جمهوری این کشور، دونالد رامسفلد وزیر دفاع سابق، کاندولیزا رایس مشاور امنیت ملی وقت دولت، پل ولفوویتز معاون وقت وزیر دفاع و سخنگویان وقت کاخ سفید در میان این مقامات هستند.

از جمله در آستانه جنگ عراق، دیک چنی معاون رییس جمهوری در ماه اوت سال 2002 صریحا اعلام کرد که هیچ شکی نیست که صدام حسین دارای سلاح های کشتار جمعی است. جورج بوش در ماه مه 2002 در گفتگو با تلویزیون لهستان اعلام کرد آمریکا سلاح کشتار جمعی در عراق یافته است.

با این همه این گزارش تنها سیاست‌مداران آمریکا را مقصر نمی‌داند و تاکید می‌کند که تاثیر این اظهار نظرها و تلاش‌ها برای آغاز یک جنگ توام با پوشش خبری روزانه رسانه‌ها، تاثیری چند برابر بر افکار عمومی داشته و اشاره می‌کند برخی روزنامه نگاران و یا حتی سازمان‌های رسانه‌ای در این فاصله اذعان کرده‌اند که پوشش خبری‌شان در دوره منتهی به جنگ به حد کافی موشکافانه و همراه با نقد نبوده است.

چارلز لوییس، نویسنده، استاد دانشگاه و بنیان‌گذار مرکز صداقت عمومی می‌گوید این گزارش صرفاً نگاه به گذشته نیست و درسی برای آنچه امروز در سیاست آمریکا و سیاست خارجی آن می‌گذرد نیز دارد.

«نکته اصلی این است که افکارعمومی باید نسبت به آنها که قدرت را در کشور در دست دارند محتاط‌تر باشد و با تردید بیشتر نسبت به گذشته بنگرد. در عین حال در زمینه سیاست خارجی، آمریکا سابقه شروع جنگ بر اساس اطلاعات غلط را دارد و ما باید بدانیم که در آینده چگونه از اتفاقی مشابه جلوگیری کنیم. ما هنوز حقیقت را درباره انگیزه های اصلی و واقعی کاخ سفید از آغاز جنگ در عراق نمی دانیم».

چارلز لوییس معتقد است افکار عمومی آمریکا باید بداند که نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری این کشور در باره آغاز جنگ در عراق چگونه فکر می‌کنند و تنها موضع آنها در حل بحران فعلی عراق مهم نیست.

به گفته وی زمانی که حقیقت بیشتری درباره آنچه در روزهای پیش از جنگ عراق گذشته، از جمله با انتشار قریب‌الوقوع کتاب اسکات مکللن سخنگوی سابق کاخ سفید و یا انتشار نتیجه تحقیقات کمیته اطلاعات کنگره در بهار 2008 ، افکار عمومی آمریکا امکان بهتری برای قضاوت درباره آنچه حقیقت دارد خواهد یافت.

 لينك مطلب | پنجشنبه چهارم بهمن 1386 | غدیر ‌نبی‌زاده |      


دمشق؛ متحدی که نمکدان شکست

یک میهمان را تصور کنید. یک میهمان دوست داشتنی که دوست صمیمی صاحب‌خانه است. صاحب‌خانه میزبانی بی‌نظیر برای اوست و خود میهمان هم پشت‌اش به حمایت‌های بی‌دریغ میزبان از او خوش است. اما میهمان در حق میزبان جفا می‌کند.

***

حدود سه‌سال پیش بود. با دوستان صحبت از مسائل سیاست خارجی بود. قرار بر این شد که اولین متحد ایران در میان دویست و چند کشور جهان را پیدا کنیم. هرچه زور زدیم به کشوری به‌تر از سوریه نرسیدیم. خیلی تاسف خوردیم که چرا سوریه. دلایل مختلفی داشت اما خیلی چیزها دست‌ِ ما هم نبود.

***

هنگامی که احمدی‌نژاد رئیس‌جمهور ایران شد، اولین دیدار رسمیِ یک مقام خارجی، دیدار بشار اسد رئیس‌جمهور سوریه بود؛ که مراسم استقبال رسمی از وی در میان بهت همه‌گان در خیابان پاستور انجام شد. این هم شاید تاییدی بر یافته‌های سابق ما بود.

***

اگر سری به سفارت سوریه و رایزنی فرهنگی این کشور زده باشید خیلی زود پی می‌برید که سوریه از آن دست کشورهایی است که به قول معروف خانه‌زاد است و سوری‌ها ایران را همچون وطن خود می‌پندارند. رایزن فرهنگی این کشور در تهران فردی است به نام دکتر موسي ياسين الغرير که دکترای اقتصاد دارد و مرد خوش‌صحبتی است. گویی که او در مرکزش کلاس‌های زیادی در باب آموزش زبان عربی و طبعاً زبان آموزان زیادی دارد، ترجیح می‌دهد منشی‌اش در کنار زبان عربی، انگلیسی هم بداند چون او از سخن گفتن به زبان انگلیسی بسیار لذت می برد و در کنارش اشکالات خودش را هم رفع و رجوع می‌کند.

دکتر موسی الغریر مرد فعالی است. گاهی به استان‌های دیگر هم سفر و از امکانات آموزشی در زمینه‌ی زبان عربی بازدید می‌کند. همچنین در مرکز فرهنگی سوریه که در کوچه‌ی مهیار واقع در بلوار افریقا است، هر از چندگاهی نشست‌هایی هم با عنوان شب شعر و داستان و غیره برگزار می‌شود.

در کلاس‌های عربی رایزنی فرهنگی سوریه، شهریه‌ی ثبت نام از همه جا ارزان‌تر است. شاید تنها کلاس‌های آموزش انگلیسی در پایین‌ترین نقاط شهر چنین قیمتی دریافت کنند. مدرسین کلاس اهل سوریه هستند و دانشجویان ممتاز هم رایگان برای دیداری فرهنگی به مدت چند روز به همراه افرادی از رایزنی عازم سوریه می‌شوند. کتاب‌هایی که در این کلاس‌ها تدریس می‌شوند، چاپ اتحادیه‌ی عرب است که به صورت کپی در اختیار زبان آموزان قرار می‌گیرد.

همه و همه را گفتم تا بدانید که چه خبر است. حالا جای جالب قضیه این‌جاست که در این کتاب‌ها از خلیج فارس با نام خلیج عربی یا خلیج نام برده شده است. حتی یک‌جا در این کتاب‌ها نیست که اسمی از خلیج فارس حتی در کنار دو نام مجعول دیگر آمده باشد.  باید از مسئولین وزارت خارجه چند سوال پرسید. اول این‌که آیا نظارتی بر روی رایزنی‌ها و مخصوصاً کلاس‌های آموزشی سفارت‌خانه نیست؟ اگر نظارتی نیست باید پرسید که چرا و اگر نظارتی هست باید پرسید که پس این چیست. جالب‌تر این‌که مدرسین کلاس هم از خلیج‌عربی دفاع می‌کنند و آن را به خلیج‌فارس ترجیح می‌دهند و در مقابلِ زبان‌آموزانی که به آنان اعتراض می‌کنند، می‌گویند که کلاس جای بحث سیاسی نیست.

                  خلیج فارس / Persian Gulf                 

آقایانِ وزارتِ خارجه! شماها که به‌تر واردید. اکنون 50 سالِ پیش نیست که با توپ و تفنگ حکومت را سرنگون کنند. یکی از ایزار موثر راهکارهای فرهنگی و اهم آن‌ها زبان است. تازه خودمان را اگر گول نزنیم می‌بینیم که هیچ حکومت عربی سودی برای ما نداشته است، اما ضرر تا دل‌تان بخواهد. عرب‌ها جسارت را به جایی رسانده‌اند که حتی بحرین که خود با نیرنگ و بی‌کفایتی از ایران جدا شد، ادعا می‌کند که جزایر تنب و ابوموسی از آن امارات است.

چرا باید در خاکِ ایران، باورها و اعتقادات دانشجوی ایرانی و تمام ملت ایران با محصولات غیرفرهنگی صادره از روشن‌فکر عرب که هنوز هم جهان عرب را از اسلام جدا و خود را هم‌چون جاهلیتِ قرون گذشته نژادِ برتر می‌دانند زیر سوال برود؟ چرا باید دانشجوی ایرانی را در ایران در دفاع از استقلال وطن‌اش محکوم کنند؟ مگر شما خوابید؟ پس نظارت شما کجاست؟ آیا چون فقط سوریه ملت دوست و برادر نامیده می‌شود، باید چشم‌های‌تان را باید بر همه چیز ببندید؟ آخر بی‌خیالی تا کجا؟

نمی‌دانم چه کسی پاسخ‌گوی ده‌ها دانشجویی خواهد بود که غرور و عِرق‌شان در این کلاس‌ها خفه شد اما بدانید که دانشجویان گرچه پیش از هرکاری شما را مطلع کردند اما منتظر اقدام احتمالی شما نخواهند نشست و خود وارد عمل خواهند شد.

یک نکته اضافه کنم؛ و آن این‌که سفارت سوریه که دوست و برادر!!! ما است وضعیت‌اش این است، سفارت آلمان و مکزیک و ونزوئلا و غیره را شما دریابید.

                  خلیج فارس / Persian Gulf       

 

           خلیج فارس / Persian Gulf  

 

          خلیج فارس/ persian gulf

 لينك مطلب | دوشنبه یکم بهمن 1386 | غدیر ‌نبی‌زاده |