تبليغاتX
Foreign Policy Review - استراتژي مبادله با ايران

استراتژي مبادله با ايران

 

روز بيست و سوم ماه مي، كليفورد كوپچان مدير "گروه اوراسيا" –يك شركت مشاور در امور سياسي و ري تكيه عضو ارشد شوراي روابط خارجي –تاثيرگذارترين موسسه‌ي تصميم‌سازي در ايالات متحده- در مقاله‌اي كه در نشريه‌ي امريكايي بوستون گلوب به  چاپ رسيد به تشريح شرايط فعلي داخلي ايران و نحوه‌ي مواجهه‌ي ايالات متحده با ايران در شرايط كنوني پرداختند. اين استراتژي كه هم اكنون جاي‌گاه ويژه‌اي در سياست خارجي ايالات متحده در قبال ايران دارد از جهات مختلف حائز اهميت است.

 

نخست آن كه مرزبندي‌هاي داخل ايران در مورد هسته‌اي با دقت مورد بررسي قرار گرفته كه در نوع خود قابل توجه مي‌باشد. دوم، نهادهاي تصميم‌‌ساز كه نويسندگان اين مقاله در دو مجموعه از اين مراكز فعاليت مي‌كنند، در ايالات متحده از جاي‌گاهي ويژه برخوردارند به طوري‌كه در يك مطالعه‌ي وسيع مي‌توان به راحتي به نفوذ اين انديشكده‌ها در سيستم حاكمه‌ي امريكا پي برد. و سوم، بيان اين سياست ها از زبان رسانه ها مي تواند تصميم‌سازان و تصميم‌گيران ايراني را در نحوه چينش گزينه‌هاي مختلف و انديشه‌ي دفع آن سياست‌ها ياري رساند.

 

مقطع حساس كنوني ديگر نيازي به توضيح ندارد. بنابراين به خود مقاله مي‌پردازم.

 

نويسندگان اين مقاله در ابتدا به تشريح سياست كنوني دولت ايران در مساله‌ي هسته‌اي پرداخته‌اند و نام سياست "Pedal to the metal" يا فشار بر آهن بر آن نهاده‌اند و بدين ترتيب ايالات متحده را آهن، كه خاصيت انعطاف‌پذيري بسيار ضعيفي دارد ناميده‌اند. با اذعان به ماهيت غير قابل پيش‌بيني بودن ایران، او را درحال تكان دادن و شكه كردن رهبران غربي معرفي مي‌كنند و نامه‌ي احمدي‌نژاد به بوش را نمونه‌اي از آن مي‌دانند. سپس به جناح‌بنديه‌اي مختلف در ايران بر سر مسائل هسته‌اي مي‌پردازند. به زعم آنان سه تفكر و دسته را مي‌توان شناسايي كرد.

 

اول- احمدي نژاد و متحدينش در سرويس امنيتي به خصوص در سپاه پاسداران. آن‌ها معتقدند كه اين دسته از تندرواني تشكيل شده كه مسائل هسته‌اي را به طور مجزا بررسي مي‌كنند. جنگ عراق عليه ايران و استفاده صدام از سلاح‌هاي شيميايي و كمك‌هاي فراوان دولت‌هاي غربي به او به زعم آنان مرتجعين ايراني را به جنب و جوش وا داشته و ايران را نسبت به آراي جهاني و معاهدات بين المللي بي تفاوت كرده است!   

 

سپس نقل قولي از احمدي نژاد مطرح مي‌كنند كه: "غرب با ماهيت قوانين اسلامي مخالف است. اگر بن بست هسته‌اي را برطرف كنيم حقوق بش را مطرح مي‌كنند و اگر اين يكي را نيز حل كنيم حقوق حيوانات را مطرح مي‌كنند. در ادامه دو نويسنده اعتراف مي‌كنند كه ايران مجهز به سلاح هسته‌اي به بهترين نحو مي‌تواند از تماميت ارضي خود دفاع كند، امنيت حكومت را تامين كند و نقشه‌هاي شيطاني امريكا را خنثي نمايد. و تهديد مي‌كنند كه "با فرض وجود بمب هسته‌اي، ايران بايد براي تحمل تحريم‌ها، توبيخ‌ها و حتا حملات نظامي در راه خودكفايي هسته‌اي خود آماده باشد. 

 

دوم- ديدگاه مربوط به اكبر هاشمي رفسنجاني‌ و افرادي با تفكر يك‌سان است كه آن را واقع بينانه مي‌خوانند. آنان معتقدند كه اين گروه بر اين موضع پافشاري مي‌كنند كه تلفيق ايران به نظام بين‌المللي و اقتصاد جهاني منوط به پذيرش يك سري محدوديت‌ها بر برنامه‌ي هسته‌اي ايران است. اينان قصد برچيدين برنامه‌ي هست‌ه‌اي را ندارند بلكه خواهان توسعه‌ي نهايي برنامه‌ي هسته‌اي ايران تحت لواي دستورالعمل قابل انعطاف ان‌پي‌تي هستند، كه در اين صورت نيز به عقيده‌ي  نويسندگان با توجه به تعهد طولاني مدت ايران نسبت به ان‌پي‌تي و ملاحضات بين‌المللي غالب، در اين صورت نيز ايران بايد در انتظار تحريم‌ها باشد و شريك‌هاي تجاري  با ارزش خود را از دست خواهد داد. پس از آن هند را به عنوان مثال ذكر مي‌كنند. كشوري كه زيرساخت‌هاي اتمي را توسعه داد اما بمب نساخت. و هنوز هم به دليل خويشتن‌‌داري در آن هنگام، از مواهب جوامع بين‌المللي بهره‌مند است.

 

سوم- ديدگاه اصلاح طلبان است كه به عقيده‌ي نگارندگان اين مقاله نمي‌توان به آساني از كنارشان گذشت. آن‌ها معتقدند كه چالش امروز اصلاح‌طلبان ايجاد نظم تكثرگرايانه اي‌ست كه هم احكام اسلام و هم ارزشهاي دموكراتيك را در خود جاي دهد. در ادامه نظر اصلاح طلبان ر ا در مساله‌ي هسته اي اين‌چنين بيان مي كنند: "اصلاح طلبان را به سختي مي‌توان بيشترين طرفداران كلامي هماهنگي با خواست جوامع بين‌المللي‌ دانست."

 

سپس با معرفي محمد رضا خاتمي به عنوان دبير كل جبهه‌ي مشاركت و نقل سخني از وي، نظرش را گرچه داراي تاثيرات موقت بر حكومت، اما غير غالب مي‌خوانند. او چندي پيش خواهان "تعليق فعاليت‌هاي غني‌سازي و مذاكرات با هدف اعتمادسازي و نظارت بين‌المللي" شده بود.

 

در آخر نويسندگان اين سوال را مطرح مي‌كنند كه چگونه واشينگتن مي‌تواند از چنين شكاف‌هايي استفاده كند و ايران را در آغاز كار و در واقع ساخت سلاح هسته‌اي منصرف سازد؟

 

در پاسخ به اين سوال كوپچان و تكيه مي‌گويند كه سياست فشار بي‌وقفه بر ايران نتيجه‌ي عكس خواهد داشت  و ايران را به سوي دارا بودن يك سلاح استراتژيك سوق خواهد داد. اين دو تصميم ساز امريكايي در پاراگراف نهايي نظر خود را اين گونه مطرح مي‌كنند كه: " واشينگتن هيچ گزينه‌اي به جز درگير شدن با ايران در يك مبادله ي مستقيم ندارد. يك پيشنهاد سخاوتمندانه‌ي امريكايي از امتیازات اقتصادي و گفتگوهاي امنيتي تنها مي‌تواند كفه‌ي ترازو را كمي به سوي واقع بيناني كه تمايل دارند تا جنون هسته اي ايران به سوي سلاح‌هاي هسته‌اي مانع شوند، بگرداند.

 

به نظر مي‌‌رسد كه انتشار بسته‌ي مشوق‌هاي اروپا در بيستم ماه مي –كه شامل يازده مشوق و پانزده تنبيه بود- نتيجه‌ي همين سياست باشد. 

 

* منبع: پايگاه اطلاع‌رساني بوستون گلوب[1]



۱ http://www.boston.com/news/globe/editorial_opinion/oped/articles/2006/05/23/us_could_benefit

_from_a_give_and_take_strategy_with_iran?mode=PF

 

لینک این مطلب در روزنامه کیهان

 

 لينك مطلب | شنبه ششم خرداد 1385 | غدیر ‌نبی‌زاده |