تبليغاتX
Foreign Policy Review - دمشق؛ متحدی که نمکدان شکست

دمشق؛ متحدی که نمکدان شکست

یک میهمان را تصور کنید. یک میهمان دوست داشتنی که دوست صمیمی صاحب‌خانه است. صاحب‌خانه میزبانی بی‌نظیر برای اوست و خود میهمان هم پشت‌اش به حمایت‌های بی‌دریغ میزبان از او خوش است. اما میهمان در حق میزبان جفا می‌کند.

***

حدود سه‌سال پیش بود. با دوستان صحبت از مسائل سیاست خارجی بود. قرار بر این شد که اولین متحد ایران در میان دویست و چند کشور جهان را پیدا کنیم. هرچه زور زدیم به کشوری به‌تر از سوریه نرسیدیم. خیلی تاسف خوردیم که چرا سوریه. دلایل مختلفی داشت اما خیلی چیزها دست‌ِ ما هم نبود.

***

هنگامی که احمدی‌نژاد رئیس‌جمهور ایران شد، اولین دیدار رسمیِ یک مقام خارجی، دیدار بشار اسد رئیس‌جمهور سوریه بود؛ که مراسم استقبال رسمی از وی در میان بهت همه‌گان در خیابان پاستور انجام شد. این هم شاید تاییدی بر یافته‌های سابق ما بود.

***

اگر سری به سفارت سوریه و رایزنی فرهنگی این کشور زده باشید خیلی زود پی می‌برید که سوریه از آن دست کشورهایی است که به قول معروف خانه‌زاد است و سوری‌ها ایران را همچون وطن خود می‌پندارند. رایزن فرهنگی این کشور در تهران فردی است به نام دکتر موسي ياسين الغرير که دکترای اقتصاد دارد و مرد خوش‌صحبتی است. گویی که او در مرکزش کلاس‌های زیادی در باب آموزش زبان عربی و طبعاً زبان آموزان زیادی دارد، ترجیح می‌دهد منشی‌اش در کنار زبان عربی، انگلیسی هم بداند چون او از سخن گفتن به زبان انگلیسی بسیار لذت می برد و در کنارش اشکالات خودش را هم رفع و رجوع می‌کند.

دکتر موسی الغریر مرد فعالی است. گاهی به استان‌های دیگر هم سفر و از امکانات آموزشی در زمینه‌ی زبان عربی بازدید می‌کند. همچنین در مرکز فرهنگی سوریه که در کوچه‌ی مهیار واقع در بلوار افریقا است، هر از چندگاهی نشست‌هایی هم با عنوان شب شعر و داستان و غیره برگزار می‌شود.

در کلاس‌های عربی رایزنی فرهنگی سوریه، شهریه‌ی ثبت نام از همه جا ارزان‌تر است. شاید تنها کلاس‌های آموزش انگلیسی در پایین‌ترین نقاط شهر چنین قیمتی دریافت کنند. مدرسین کلاس اهل سوریه هستند و دانشجویان ممتاز هم رایگان برای دیداری فرهنگی به مدت چند روز به همراه افرادی از رایزنی عازم سوریه می‌شوند. کتاب‌هایی که در این کلاس‌ها تدریس می‌شوند، چاپ اتحادیه‌ی عرب است که به صورت کپی در اختیار زبان آموزان قرار می‌گیرد.

همه و همه را گفتم تا بدانید که چه خبر است. حالا جای جالب قضیه این‌جاست که در این کتاب‌ها از خلیج فارس با نام خلیج عربی یا خلیج نام برده شده است. حتی یک‌جا در این کتاب‌ها نیست که اسمی از خلیج فارس حتی در کنار دو نام مجعول دیگر آمده باشد.  باید از مسئولین وزارت خارجه چند سوال پرسید. اول این‌که آیا نظارتی بر روی رایزنی‌ها و مخصوصاً کلاس‌های آموزشی سفارت‌خانه نیست؟ اگر نظارتی نیست باید پرسید که چرا و اگر نظارتی هست باید پرسید که پس این چیست. جالب‌تر این‌که مدرسین کلاس هم از خلیج‌عربی دفاع می‌کنند و آن را به خلیج‌فارس ترجیح می‌دهند و در مقابلِ زبان‌آموزانی که به آنان اعتراض می‌کنند، می‌گویند که کلاس جای بحث سیاسی نیست.

                  خلیج فارس / Persian Gulf                 

آقایانِ وزارتِ خارجه! شماها که به‌تر واردید. اکنون 50 سالِ پیش نیست که با توپ و تفنگ حکومت را سرنگون کنند. یکی از ایزار موثر راهکارهای فرهنگی و اهم آن‌ها زبان است. تازه خودمان را اگر گول نزنیم می‌بینیم که هیچ حکومت عربی سودی برای ما نداشته است، اما ضرر تا دل‌تان بخواهد. عرب‌ها جسارت را به جایی رسانده‌اند که حتی بحرین که خود با نیرنگ و بی‌کفایتی از ایران جدا شد، ادعا می‌کند که جزایر تنب و ابوموسی از آن امارات است.

چرا باید در خاکِ ایران، باورها و اعتقادات دانشجوی ایرانی و تمام ملت ایران با محصولات غیرفرهنگی صادره از روشن‌فکر عرب که هنوز هم جهان عرب را از اسلام جدا و خود را هم‌چون جاهلیتِ قرون گذشته نژادِ برتر می‌دانند زیر سوال برود؟ چرا باید دانشجوی ایرانی را در ایران در دفاع از استقلال وطن‌اش محکوم کنند؟ مگر شما خوابید؟ پس نظارت شما کجاست؟ آیا چون فقط سوریه ملت دوست و برادر نامیده می‌شود، باید چشم‌های‌تان را باید بر همه چیز ببندید؟ آخر بی‌خیالی تا کجا؟

نمی‌دانم چه کسی پاسخ‌گوی ده‌ها دانشجویی خواهد بود که غرور و عِرق‌شان در این کلاس‌ها خفه شد اما بدانید که دانشجویان گرچه پیش از هرکاری شما را مطلع کردند اما منتظر اقدام احتمالی شما نخواهند نشست و خود وارد عمل خواهند شد.

یک نکته اضافه کنم؛ و آن این‌که سفارت سوریه که دوست و برادر!!! ما است وضعیت‌اش این است، سفارت آلمان و مکزیک و ونزوئلا و غیره را شما دریابید.

                  خلیج فارس / Persian Gulf       

 

           خلیج فارس / Persian Gulf  

 

          خلیج فارس/ persian gulf

 لينك مطلب | دوشنبه یکم بهمن 1386 | غدیر ‌نبی‌زاده |