به بهانهی سومین قطعنامه: سخنی با غرب
بالاخره سومین قطعنامهی شورای امنیت سازمان ملل متحد هم علیه ایران و نه برنامهی صلحآمیز هستهایاش تصویب شد، چرا که اگر ایران برنامهی صلحآمیز هستهای نداشت مسلماً هر موضوع دیگری که به نوعی غرب را میآزرد، عنوانی برای صدور قطعنامه علیه ایران میشد، خواه حقوق انسانها بود، خواه حیوانات و خواه هر مسالهی دیگری که ربطی به هیچکجا پیدا نمیکرد.
این قطعنامه که درست در چند روز مانده به انتخابات مهم مجلس هشتم و به هدف رویگردانیِ مردم از شرکت در انتخابات صادر شد -همانطور که در پستِ کیش و مات هم ذکر شده بود- جز به سود نظام نیست. از ایالات متحده که قائلهگردانِ این گونه ماجراهاست و با بیش از 2000 اندیشکده حرفِ اول و آخر را در مورد تصمیمسازی در جهان میزند بسیار بعید بود، چرا که ممکن بود این کار (صدور قطعنامه در آستانهی انتخابات) در کشورهایِ دیگر تبعاتی در پِی داشته باشد اما مسلماً در ایرانِ اسلامی چنین نخواهد بود.
در ایرانی که رئیسِ جمهورِ برخواسته از مردمش، قطعنامه را کاغذ پارهای بیش نمیداند و قاطبهی مردم در آن درگیرِ مسائل اولیهی خویش از قبیل معیشت و بیمه و غیره هستند (و درصد کمی از مردم هم که از صدور قطعنامه ها متضرر میشوند، هیچگاه در هیچ انتخاباتی تعیین کننده نبودهاند)، سه قطعنامه که هیچ، سیصد قطعنامه هم دردی از غرب دوا نخواهد کرد.
البته امریکاییهای میهنپرست به خوبی میدانند و بارها متذکر شدهاند که دولت نومحافظهکارِ امریکا که از امریکن اینترپرایز دستور میگیرد نباید به دنبال تخریب سازمانهایی باشد که خود ایجاد کرده و بیشترینِ بخش از اساسنامههای آنها را به رشتهی تحریر در آورد. همچنین صدور این قطعنامه پس از گزارش هفتهی گذشتهی البرداعی یکی دیگر از ضربههای تبرِ بیاعتباری بر پیکرهی غربِ زورگو به رهبری امریکا است.
به علاوه همراهی روسیه -که فاحشهی سیاسی خوانده میشود- با این قطعنامه بیش از پیش به آن ایدهی موسسهی امریکن اینترپرایز قوت بخشید که در آیندهای نزدیک روسیه را بخشی از تشکیلاتِ غرب قلمداد کرده بود. البته روسیه و سایر چماق به دستانِ امروزِ دنیا به خوبی میدانند که امریکن اینترپرایز ایران را در آیندهای نزدیک به دلیل شرایط ژئواستراتژیک و ژئوپولیتیکاش یکی از قطبهای جهان پنجقطبی آینده میداند.
پس بهتر است اینان به جای تعاملِ منفی با ایران و رفتن به ته چاه با طنابِ امریکا و کوبیدن بر طبل تغییر رژیم در ایران به فکرِ نوعی تعامل سازنده باشند که حداقل اهداف آیندهی آنان را تامین کند و در آینده خاطرات بدِ گذشته را به ذهنِ مردم فکور ایران متبادر نکند.
لينك مطلب | شنبه هجدهم اسفند 1386 | غدیر نبیزاده |




