تبليغاتX
Foreign Policy Review - چرا در این مملکت اتفاقی نمی‌افتد؟

چرا در این مملکت اتفاقی نمی‌افتد؟

اگر در این کشور اتفاق بزرگی رخ نمی‌دهد، مثلاً بمب‌گذاری‌های پی‌درپی اتفاق نمی‌افتد، باید ممنون بود؛ باید شکر گذار بود. می‌دانید باید از چه کسی ممنون بود؟

از خدا. نه از دولت خودخوانده‌ی هفتاد میلیونی با وزارت کشور بی در و پیکرش، یا سپاه پاسداران بی ظابطه‌اش، یا مسئولان بی‌مسئولیتی که سر جای خودشان نیستند. از خدا، از خدا باید ممنون بود.

باید حقیقتاً خداوند را به پاس این نعمتش شکر گفت. کافی‌ است فقط چند دقیقه در وزارت فخیمه‌ی اطلاعات یا بخشی از سپاه، یا وزارت کشور وقت بگذرانید و لحظه‌ای بیندیشید. وقتی کسانی که باید به دنبال اطلاعات مهم باشند و وضعیت کشور را در حالت آرامش حفظ کنند، به دنبال خبر در سایت‌های اینترنتی جستجو می‌کنند، نه یک بمب‌گذاری که صدها بمب‌گذاری باید در کشور اتفاق بیفتد. اما چرا چنین نمی‌شود؟ تنها جوابی که می‌توان متصور بود مشیت خدا است و قدرت او که نمی‌خواهد چنین شود.

این‌ همه نهادهای بی‌سر و ته اطلاعاتی به چه دردی می‌خورند وقتی به راحتی ده‌ها نفر شهروند ایرانی از بین می‌روند و تازه مقامات سعی در لاپوشانی دارند که مبادا پرونده‌ی کاری‌شان لطمه بخورد. خدا را چه دیدی شاید رئیس اداره‌ی اطلاعات استان فارس روزی وزیر اطلاعات شود، یا استان‌دار این استان روزی وزیر کشور، یا فرماندارش روزی استاندار تهران.

جان ده‌ها نفر ارزشی ندارد؟ اگر با وزیر کشور سخن بگویید حتماً خواهد گفت که ضریب امنیتی کشور در سال‌های ماموریت او چندین و چند برابر شده و احساس امنیت بالا رفته و چه و چه، اما آیا آمارها دردی از مردم دوا می‌کنند؟

وزیر کشور و اطلاعاتی را که در مقابل جان دادن ده‌ها نفر هیچ پاسخ قانع‌کننده‌ای ندارند را باید با پس گردنی از وزارت برکنار کرد. البته این کار رئیس‌جمهور نیست. چون او خودش لاف بی‌خودی می‌زند و از عهده‌ی ثابت نگه داشتن قیمت میوه هم بر نمی‌آید چه رسد به اداره‌ی کشور.

حفاظتِ اطلاعاتِ سپاه پاسدارانی که از هر اداره‌ی امنیتی دیگری در کشور برتر است و در پیش‌گیری از چنین فجایعی هیچ کاری از دستش ساخته نیست، به چه کار می‌آید؟ اصلاً خود سپاه چه؟ آیا افتخار هشت سال جنگ کافی است؟ آخر چه کسی در این کشور مسئولیت امنیت کشور را عهده‌دار است؟ که می‌داند؟ وقتی بودجه تقسیم می‌شود همه مدعی‌اند که به‌ترین هستند اما در هنگام پاسخ‌گویی همه به هم پاس می‌دهند. پاسخ‌گویی این است؟

امنیت اخلاقی جامعه چه؟ چرا هیچ‌کس فکر  نمی‌کند چندین هزار نفری که در سال به عنوان خدمت مقدس سربازی در بخش‌های مختلف سپاه به خدمت در می‌آیند و سرآخر نماز خواندن‌شان را هم ترک می‌کنند به چه دلیل است؟ آیا این امنیت اخلاقی جامعه نیست؟ فقط دختران بد حجاب و اراذل و اوباش‌اند که امنیت اخلاقی جامعه را بر هم می‌زنند؟ پس در این میان جای سردار فاسد رضا زارعی کجاست؟ آیا او یک نفر بود؟ آیا او حیثیت این مملکت را به سخره نگرفت؟ چه شد؟ چه کردند؟ همه می‌دانند چه شده آن وقت قوه‌ی قضائیه که با آن یا و کوپال و دفتر و دستکش ادعا می‌کند که این آدم به دلیل زمین‌خواری برکنار شده، از روی این مردم خجالت نمی‌کشد؟ آیا قوه‌ی قضائیه امنیت اخلاقی را به خطر نمی‌اندازد؟ چند نفر در سال به دلیل بی‌عدالتی‌های قوه‌ی قضائیه فحش نصیب سرتاپای حکومت می‌کنند و از دین برمی‌گردند؟ چرا کسی نمی‌داند؟

چرا در این مملکت اتفاقی نمی‌افتد تا همه‌ی مسئولین ریز و درشت بفهمند که ول معطل‌اند؟ چرا؟

 لينك مطلب | دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387 | غدیر ‌نبی‌زاده |