دولتمرد زباندان

حتماً در جریان نامهنگاری احمدینژاد و حداد عادل هستید. قصد تکرار ندارم. صرفاً خواستم بیان کنم که متن دو نامه را با هم مقایسه کنید و فارغ از درستی و غلطی ادعای هر یک، به وجوه شخصیتی این دو نفر پی ببرید.
به نظر میرسد احمدینژاد نمیداند اینجا ایالات متحده نیست. البته از کسی که مراتب مدیریتی را طی نکرده و به یکباره سر از ریاست دولت درآورده نباید انتظارات ویژهای داشت اما شاید کمترین انتظار از شخص ایشان که یک دانشگاهی با سابقه هستند این است که در لحن خود دقت بیشتری کنند. ایشان البته به هیچ وجه با ویژگیها و استراتژیهای زبانی آشنا نیستند و این را به کرات در سخنرانیهای بیسر و ته خود نشان دادهاند.
باید در یک سال باقیمانده از زمان دولت نهم به ایشان توصیه کرد که جناب دکتر احمدینژاد، اگر کاری هم نکردید اشکالی ندارد، لااقل کاری بکنید که وقتی رفتید، نگویند که فلانی حرف زدن هم بلد نبود.
در پایان نظر شما را به بند آخر نامۀ جناب حداد عادل جلب میکنم؛
«جناب آقاي رئيسجمهور
اينجانب تعبيرات به كار رفته در نامه شما را مناسب نميدانم و از لحن آن نامه و تعريضات صريح يا تلويحي مندرج در آن گلهمندم، اما هرگز قصد ندارم با چنان لحن و بياني به پاسخگويي اقدام كنم. اعتقاد اينجانب اين است كه بايد به دولت جنابعالي در خدمت به كشور و مردم كمك كنم و تلاش خواهم كرد در اين راه عمل به قانون را زمينه اصلي همكاري و دوستي قرار دهم و برادري و عقل و منطق و اخلاق و صبوري و متانت را پيشه كنم و اين همه را به سود و صلاح خود و نظام كشور و ملت ميدانم.
اميدوارم اين توضيح براي خاتمه بخشيدن به گفتوگو در اين باب كافي باشد و جناب عالي در نيل به اهداف مقدسي كه داريد موفق گرديد.»
لينك مطلب | چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387 | غدیر نبیزاده |



