تبليغاتX
Foreign Policy Review - گفتمان موشکی

گفتمان موشکی

هر ملت و جامعه‌ای زبانی دارد و هر گروه و دسته‌ای گفتمانی. شناخت گفتمان در سیاست خارجی بسیار مهم است. با چند مثال ساده حرفم را توضیح می‌دهم. مثلاً شما یک دکتر هستید و در جامعه‌ای زندگی می‌کنید که به زبان فارسی سخن می‌گویند. بی‌شک زبان مورد محاورۀ شما زبان فارسی است. اما گفتمان شما نمی‌تواند «فارسی» نام داشته باشد. گفتمان بر اساس شرایط نامی پیدا می‌کند و بدان معروف می‌شود. پیش‌تر در این مورد سخن گفته بودم و حتی نوشته بودم که یکی از قوی‌ترین گفتمان‌های موجود «گفتمانِ سکوت» است. البته خوب است پرسیده شود در کجا، با چه شرایطی و توسط چه کسی؟ این‌ها در واقع محیط و شرایطی (Context) هستند که یک گفتمان در آن‌ها رخ می‌دهد. انتخاب گفتمان مورد نظر در شرایط موجود هم کار هر کس نیست و هوش و ذکاوتی زیاد می‌طلبد. چه بسا کسانی که از بدو تولد گفتمان را خوب می‌شناسند و برخی دیگر که حتی با گذراندن واحدهای درسی مربوط به این علم هنوز نمی‌توانند آن را رعایت کنند.

یک دکتر ممکن است در روز با چندین نفر برخورد داشته باشد؛ همسر، فرزند، منشی، بیمار، تعمیرکار، یک رانندۀ تاکسی، دوست و ...، اما گفتگو با هر یک گفتمان خاص خودش را می‌طلبد. حتی گاه سخن گفتن با یک شخص در زمان‌های مختلف و یا حتی در یک زمان نیازمند بگارگیری گفتمان‌های متفاوت است.

این مقدمه را گفتم تا خاطر نشان کنم که یکی از مهمترین کاربردهای گفتمان، سخن گفتن مقامات رسمی کشورهاست. این اظهار نظرها بنا بر مؤلفه‌های زیادی همچون قدرت اقتصادی، سیاسی، نظامی، شخصیت فرد سخنگو و حتی نحوۀ تعامل او با موضوع مورد مباحثه، می‌تواند بسیار متفاوت باشد.

پس از انقلاب سال 1357 در ایران، گفتمان غرب با ایران به طور کلی تغییر کرد. شاه که خود را در شرف تمدن بزرگ می‌دید به یکباره دار و ندار خود را از دست داد و نتوانست از پس قول‌هایی که به کسانی که او را بر مسند قدرت نشانده بودند، برآید. امریکا و سایر قدرت‌های جهانی که منافع خود را در گرو حضور شاه در منطقه دیده بودند، در صدد برآمدند تا از جمهوری اسلامی حمایت کنند تا شاید از آب و نان نیفتند، اما چون گفتمان زورگویی را حاکم کرده بودند، توفیقی به دست نیاوردند. این بود که گفتمان مستقیم میان بسیاری از دولت‌های غربی با ایران به طور کلی منقطع شد. اما پس از پایان جنگ، و با گذشت چند سال از خصومت‌های چندجانبه، بنا بر نیازهای طرفین گفتمان‌هایی هر چند کوتاه برقرار شد که گاه حتی به خشونت‌بار ترین صور ممکن می‌رسید.

این قضیه با روی کار آمدن برنامۀ صلح‌آمیز هسته‌ای ایران به شدت خود را نشان داد. البته این ماجرا نقطۀ عطفی در چنین گفتمان‌هایی به شمار می‌رفت چرا که غرب نمی‌توانست یک ایران قدرتمند را تحمل کند. اگرچه قدرتمند بودن به خودی خود خیلی مشکلی از کشوری حل نمی‌کند چنان که از هند و پاکستان و کرۀ شمالی حل نکرد، اما آنان به خوبی می‌دانستند که ایران هسته‌ای با ایران پیش از آن تفاوت عمده خواهد داشت و دیگر قادر به زورگویی همچون گذشته نخواهند بود. اما اکنون که ایران تبدیل به یک قدرت هسته‌ای در جهان شده و ماجرای بگیر و ببندهای شورای امنیت و اتحادیۀ اروپا به علاوۀ خود آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به نقاط پایانی خود نزدیک می‌شود و از طرفی دولت افراطی نومحافظه‌کاران در امریکا که با گذشت بیش از هفت‌سال از حکمرانی خود بر کشورش و جهان زورپذیر جای سالمی بر این کرۀ خاکی برجای نگذاشته است، همه به سرکردگی امریکا مایلند از حماقت جرج بوش و نئوکان‌ها استفاده کنند و به قول نوآم چامسکی حتی به قدر ذره‌ای هم که شده اعمال زور خود را به ایران برای اولین بار در 29 سال گذشته، به طور مستقیم و با حملۀ نظامی بیازمایند.

درگیری‌های لفظی میان مقامات نظامی دو طرف اوج گرفت به طوری‌که دیگر صدایی برای دیپلماسی باقی نمانده بود و یا شاید گوش‌های شنوا برای آن محو شده بودند. اتحادیۀ اروپا هم در این بحبوحه مجدداً بسته‌های پیشنهادی تکراری خود را به همراه سولانا به تهران فرستاد تا شاید به تحقق این امر کمک کند و از شر ایران هسته‌ای خلاص شود، غافل از این‌که این ایران با ایران 29 سال پیش تفاوت عمده در بسیاری از چیزها دارد. گرچه آن زمان که ایران چیزی نداشت هم در مقابل حرف زور ایستادگی می‌کرد چه رسد به حالا که مجهز به انواع سلاح‌های بازدارندۀ نظامی است.

مانور ایران در خلیج‌فارس برگزار شد. انواع سلاح‌ها اعم از موشک‌ها و تاکتیک‌های نظامی به معرض نمایش گذاشته شدند. ابتدا رسانه‌های غرب در شوک فرو رفتند. سپس خبرها را از تنها منبع آن نقل کردند. و پس از آن نیز خبرگزاری فرانسه شروع به گمانه‌زنی بر روی فتوشاپی بودن تصاویر پرتاب موشک‌ها کرد. اما آنان کم حافظه‌تر و نامنظم‌تر از آن بودند که انتظارش می‌رفت. چرا که بلافاصله تمامی دولت‌های هدف از تریبون‌ها رسمی خود به تقدم دیپلماسی اشاره کردند. حتی یک روز پس از این ماجرا سخنگوی کاخ سفید از برداشته شدن پیش شرط تعلیق غنی‌سازی اورانیوم برای مذاکره با ایران خبر داد. پس به راحتی می‌توان گفت که ایران گفتمان صحیح را به کار برد و نتیجۀ آن را هم دید، گفتمانی که می‌توان آن را گفتمان موشکی یا همان Language of Missiles نامید.

---

·         دو-سه ماهی بود که به دلیل برخی مسائل شخصی نتوانسته بودم به‌روز کنم. اما بالاخره محقق شد. از عزیزانی که در حق من لطف داشتند بی‌نهایت ممنونم. فقط یک نکته عرض کنم و آن این‌که منظورم از این کار علی‌رغم تفکر بعضی از بازدیدکنندگان محترم، بازارگرمی نبوده است.

·         وبلاگ انگلیسی من هم با نام ANAMIDEAST با نوشته‌ای در همین باره به‌روز است.

 

 لينك مطلب | شنبه بیست و دوم تیر 1387 | غدیر ‌نبی‌زاده |